« سايبر تروريسم | صفحه اصلی | مديريت رسانه در ايران از نگاه دكتر سلطاني فر »
صفحه اول » تکنولوژی های جدید ارتباطیگفتگو با دكتر سمتي استاد دانشگاه ايلي نويز شرقي آمريكا - «ضد جريان» در ارتباطات سياسي
دكتر مهدي سمتي استاد علوم ارتباطات دانشگاه ايلي نويز شرقي آمريكا اخيرا ميهمان دفتر روزنامه خراسان در تهران بود. او كه مدت ٢٢ سال در ايالات متحده تحصيل و تدريس كرده است براي يك برنامه مطالعاتي به ايران آمده است. دكتر سمتي داراي تاليفات متعددي از جمله عصر سي ان ان و هاليوود چاپ نشر ني در ايران و تئوري ارتباطات بين الملل، فرهنگ، رسانه و جامعه در ايران، مطالعات درباره تروريسم (هر ٣ كتاب به زبان انگليسي) است. او در سفر اخير خود به ايران نشست هايي در دانشكده صدا و سيما و دانشگاه امام صادق داشته كه محور آنها تحولات جديد در عرصه ارتباطات و فرهنگ بوده است.
استاد دانشگاه ايلي نويز شرقي در نشست صميمي با حميد ضيايي پرور خبرنگار خراسان به بحث درباره جايگاه وبلاگ ها و روزنامه نگاري شهروندي در آمريكا پرداخت
وي گفت: اكنون وبلاگ ها به رسانه اي موثر در جامعه سياسي آمريكا تبديل شده اند به طوري كه حتي كانديداهاي رياست جمهوري مجبورند به آنها توجه كنند، وبلاگ ها داراي انجمن هاي تخصصي براي خود بوده و هر از چند گاهي كنفرانس هاي بزرگ برگزار مي كنند و در آن همه وبلاگ نويس هاي با گرايش خاص سياسي شركت مي كنند و حتي كانديداهاي انتخاباتي و يا شخصيت هاي برجسته سياسي در اين كنفرانس ها شركت كرده و سخنراني مي كنند چرا كه راي وبلاگ نويس ها مي تواند موثر باشد.
وي افزود: برخي وبلاگ هاي مشهور از آن چنان نفوذي برخوردارند كه مي توانند يك موضوع را برجسته كرده و توجه افكار عمومي را به خود جلب كنند.
اين استاد دانشگاه اضافه كرد: ويژگي ديگر وبلاگ هاي سياسي در آمريكا شهرت بخشيدن و عمومي ساختن فيلم ها يا عكس هاي مستند منتشر شده بر روي وب سايت هاي اشتراكي مثل يوتيوب يا فليكر است بر اين اساس مي توان گفت به طور كلي روزنامه نگاري شهروندي كه در مقابل رسانه هاي جريان اصلي قرار دارد امروزه داراي نقش مهمي شده و توجه سياستمداران و رسانه ها و محافل مختلف را به خود جلب كرده است.
وي همچنين به بررسي نقش وبلاگ ها در جامعه ايران پرداخت و گفت وبلاگ هاي فارسي در چند سال اخير توانسته اند خود را در سطح جهاني مطرح كنند و اين اتفاق عجيبي است كه در سطح رسانه هاي اينترنتي در ايران رخ داده است و اين پديده مي تواند از زواياي مختلف مورد بررسي انديشمندان علوم ارتباطات ايران قرار گيرد.
دكتر سمتي در بخش ديگري از گفتگوي خود به بررسي تطبيقي موضوع تدريس علوم ارتباطات در دانشگاه هاي ايران و آمريكا پرداخت و گفت: در آمريكا در رشته هاي ژورناليسم و ارتباطات حتي ممكن است فردي كه تجربه فراوان در ژورناليسم دارد اما مدرك تحصيلي اش فوق ليسانس يا حتي ليسانس هم نيست در دانشگاه تدريس كند اين به آن معنا است كه در چنين رشته هايي، تجربه كاري و عمل گرايي حرف اول را مي زند لذا اكنون اين بحث در دانشگاه هاي آمريكا مطرح شده كه آيا در رشته ژورناليسم، فرم و تكنيك مهم است يا محتوا و تخصص گرايي؟ يعني براي مثال ممكن است فردي مدرك دكتراي روزنامه نگاري را هم بگيرد، اما نتواند يك مقاله تخصصي روز بنويسد، اما در مقابل فرد ديگري بدون داشتن مدرك دانشگاهي بتواند بهترين مقالات و گزارش هاي ژورناليستي را نگارش كند.
به همين علت دانشكده هاي برجسته ارتباطات در حال بازنگري متون درسي و روش تحصيلي خود براي تطبيق با اين شرايط و به خصوص روزنامه نگاري اينترنتي هستند.
دكتر سمتي همچنين به موضوع سخنراني خود در دانشكده صدا و سيما اشاره كرد و گفت: در دنياي ارتباطات سياسي موضوعي به نام «ضد جريان» در حال مطرح شدن است.
جريان اطلاعات هميشه از شمال به جنوب بوده يا از غرب به شرق، حالا يك بحثي هست به نام ضد جريان يعني از جنوب به شمال.
محصولات رسانه اي كه از جنوب به شمال مي رود مثل فيلم هاي هندي در اروپا و يا الجزيره و ... سوال اين است كه آيا اين ضد جريان مي تواند westernization را خنثي كند و يا easternization را ايجاد كند. گروهي به جاي جريان غربي شدن از جهاني شدن globalization صحبت مي كنند يعني معناي منفي كه در westernization هست را خنثي مي كنند.
به گفته دكتر سمتي ما امروز در دنيا با global media events مواجهيم مثل جشنواره كن، اسكار، جام جهاني فوتبال و از اين قبيل كه همه مردم دنيا با فرهنگ هاي مختلف در آن شريكند. جهاني شدن جنبه هاي منفي هم دارد. مثل برخورد تمدن ها، اين جهاني شدن يك نوع فرهنگ عامه جهاني global popular culture را ايجاد كرده است.
به گفته دكتر سمتي براساس تحقيقي كه در عربستان انجام شده مشخص گرديده كه در بسياري از ارتباطات ميان فردي در اين كشور كه به وسيله موبايل بوده موضوعات مبتذل رد و بدل شده است و اين مقامات اين كشور را نگران كرده است.
به گفته وي در موضوع جهاني شدن بحث ديگري كه وجود دارد مهاجران هستند. اين واژه اول براي يهوديان مقيم اروپا به كار رفت و حالا به نوعي براي همه مهاجران به كار مي رود. اما مثلا افغاني هاي ساكن ايران مسئله شان جداست چون مسئله اصلي شان فقر است و اين ها را نمي شود مقايسه كرد با جامعه ايراني هاي مقيم آمريكا و يا هندي هاي مقيم لندن.
او گفت: بحث ديگري هست به نام geoliguistics مثلا ايراني هاي سراسر جهان، يك جامعه اند، جامعه فارسي زبان، يا عرب ها با همه تفاوت هايي كه دارند زبان عربي يكي از پيوندهاي آنان است.
در نتيجه بحث geocultural در بازاريابي هاي رسانه اي در نظر گرفته مي شود. جهاني شدن مرزهاي ملي را مخدوش كرده و باعث deterritory شده است و براين اساس ديگر مفهوم محلي يا بومي شدن را مخدوش كرده است.
Trackback Pings
برای فرستادن دنبالک از این آدرس استفاده کنید:
http://www.ertebatat.net/cgi-bin/mtt/mt-tb.cgi/35