« نگاه سنتي به جايگاه قانوني نشريات الكترونيك | صفحه اصلی | سايبر ژورناليسم يعني چه ؟ »
صفحه اول » روزنامه نگاری الکترونیکگفتگو با پروفسور كمالي پور - چالش روزنامه هاي مكتوب با سايبر ژورناليسم
پروفسور يحيي كمالي پور، در حال حاضر استاد و رئيس دپارتمان «ارتباطات و هنرهاي خلاق» در دانشگاه پوردوي آمريكاست. حوزه تحقيقات او شامل جهاني سازي، ارتباطات بين المللي، روابط عمومي و تبليغات و فناوري هاي جديد ارتباطي است.
او داراي حداقل ٢١ جلد كتاب در زمينه ارتباطات به زبان انگليسي است، تاكنون ٢ جلد از كتاب هاي او در ايران به زبان فارسي منتشر شده است كه كتاب هاي «جنگ،رسانه ها و تبليغات» و «رسانه هاي آمريكا و خاورميانه» از آن جمله است.
كمالي پور كه اصالتا كرماني است و به قول دوستانش، انگليسي را با لهجه كرماني حرف مي زند، بنيانگذار گلوبال مدياژورنال، انجمن ارتباطات جهاني و انجمن بين المللي روابط عمومي و سردبير ٤ نشريه بين المللي در زمينه ارتباطات است. سال گذشته در دانشگاه هاي مختلف ايران از وي به عنوان استاد برجسته ارتباطات رسما تقدير به عمل آمد. آنچه پيش رو داريد متن گفتگوي صميمي او با خبرنگار خراسان است كه در دفتر تحريريه خراسان در تهران صورت گرفته است:
س- سواد رسانه اي به چه معنا و مفهومي است؟ و اين مفهوم چه جايگاهي در علوم ارتباطات دارد؟
ج- سواد رسانه اي، به طور خيلي ساده يعني يك بيننده بتواند كدهايي را كه از طريق تصوير، صدا و نوشته توسط رسانه ها به او منتقل مي شود بفهمد و درك بكند. به عنوان مثال مي دانيم تلويزيون درميان ساير رسانه ها تاثيرگذارتر است، دليلش هم اين است كه تلويزيون يك رسانه تصويري است و تصوير تاثيرش بيش از نوشته است. در اين ميان مي توان صحبت از پرخاشگري كرد، چرا كه پرخاشگري در قالب فيلم هاي تلويزيوني بسيار نمود دارد. رسانه ها در فرآيند تهيه اخبار يا فيلم ها، پروسه خاصي را طي مي كنند، سواد رسانه اي به اين معناست كه مخاطبان بدانند آن پروسه چي هست؟ بدانند كه مثلا يك عكسي كه به وسيله يك دوربين ديجيتالي گرفته شده، مي تواند به وسيله نرم افزارهاي رايانه اي تغيير داده شود، يا اين كه اخباري كه منتشر مي شود از فيلترهاي مختلف عبور مي كند. اينها جزئي از سواد رسانه اي است، يا اين موضوع كه تاثير برنامه هاي راديو و تلويزيون بر كودكان و نوجوانان چگونه است؟ به هر حال ما در فضايي زندگي مي كنيم كه رسانه ها در آن نقش مهمي ايفا مي كنند و بر همه ما به نحوي تاثير مي گذارند، چه از نظر فرهنگي، چه سيال و چه فردي يا اقتصادي.
س- آيا سواد رسانه اي فقط به مخاطبان و گيرندگان پيام هاي ارتباطي محدود مي شود يا به توليدكنندگان و فرستندگان پيام هم مرتبط مي شود؟
ج- به آنها هم مرتبط مي شود اما تمركز سواد رسانه اي بر مخاطبان است، يعني مخاطبان بدانند پروسه توليد محتوا در رسانه ها چگونه است؟ بدانند كه همه چيز در رسانه ها، بسته بندي شده است و در قالب خاصي به آنها ارائه مي شود، يعني بدانند وقتي يك اتفاقي در طول چند ساعت در روز رخ داده و تلويزيون آن رخداد چند ساعته را در ٠٣ ثانيه ارائه مي دهد، اين خبر گزينش شده است و فقط قسمتي از آن واقعه نشان داده مي شود و كل داستان نيست.
س- سواد رسانه اي از چه سطحي در جامعه شروع مي شود؟
ج- از خانواده. پدر و مادر بايد سواد رسانه اي داشته باشند تا بتوانند با فرزندانشان درباره رسانه ها و تاثيرات آن صحبت كنند يا رفتار مناسب داشته باشند و نكات مثبت و منفي رسانه ها را با آنها درميان بگذارند، متاسفانه فيلم هاي خشن در سطح وسيعي در سينما و تلويزيون ايران رواج دارد و اين نوع توليدات، پرخاشگري را در جوانان و در سطح جامعه بالا مي برد و اين بسيار منفي است. در اين موضوع هم توليدكنندگان و هم مخاطبان بايددقت داشته باشند.
س- مقصر كيست؟
ج- هم توليدكنندگان و هم مخاطبان. وقتي مخاطبان دوست دارند فيلم هايي ببينند كه در آن خشونت و كشت و كشتار وجود دارد توليدكنندگان هم به همان سمت سوق پيدا مي كنند. لذا هر دو مقصرند.
س- در كشوري مثل ايران كه تيراژ مطبوعات اندك است و طبق آمار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ٥/١ ميليون نسخه در روز است و آمار مطالعه به طور عمومي پايين است و آمار كاربران اينترنت اندك است، پدر و مادري كه خودش روزنامه را نمي خرد و نمي خواند و به خانه نمي برد، چگونه مي خواهد به فرزندش سواد رسانه اي بياموزد؟ به جز بحث تلويزيون كه رسانه اي فراگير و سنتي است، بقيه رسانه ها، آنچنان نفوذي در جامعه ايراني ندارند، بر اين اساس وضعيت سواد رسانه اي را در ايران با توجه به وضعيت رسانه ها در اين كشور چگونه ارزيابي مي كنيد؟
ج- باعث تاسف است كه فرهنگ مطالعه در ايران، خيلي ضعيف است، من در آماري ديدم كه هر ايراني در روز، به طور متوسط ٢ يا ٣ دقيقه مطالعه مي كند، اين يك ضعف فرهنگي است، لذا حرف شما درست است پدر و مادري كه خودش خواندن و نوشتن نمي داند يا اگر مي داند، نمي خواند، نمي تواند به فرزندش سواد رسانه اي بياموزد لذا بايد از مدرسه يا حتي مهدكودك شروع كرد، اين بدان معناست كه آموزگاران نقش اساسي و حساسي دارند و بايد به اين مسئوليت اجتماعي خودشان پي ببرند و نه تنها خودشان روزنامه و مجله وكتاب بخوانند، بلكه بچه ها را هم بايد تشويق كنند كه روزنامه و مجله بخوانند، نشريات را در اختيار آنها قرار دهند، يكي از راه هاي تشويق اين موضوع، اعطاي با تخفيف روزنامه ها به مدارس و دانشگاه هاست. نيويورك تايمز چنين برنامه اي دارد. مثلا اين روزنامه، تخفيف خيلي كلي به دانشجويان ارتباطات مي دهد، اين به سواد رسانه اي خيلي كمك مي كند.
س- سواد اطلاعاتي چيست؟ چه تفاوتي با سواد رسانه اي دارد؟
ج- سواد اطلاعاتي ، بيشتر جنبه معلومات عمومي دارد، اين كه شما بدانيد اتفاقاتي رخ داده است. همچنين دانستن تكنيك هاي جستجو در دنياي اطلاعات و پيدا كردن اخبار و اطلاعات مورد نياز درميان منابع رسانه اي و اطلاعاتي، در اين چارچوب قرار مي گيرد.
مثلا يك اتفاقي رخ مي دهد، وقتي شما موشكافي مي كنيد كه بدانيد چرا اين اتفاق افتاده، دليلش چه بوده؟ چند بار اين اتفاق رخ داده است؟ اين به سواد اطلاعاتي برمي گردد. سواد اطلاعاتي مانند سواد دايرة المعارفي است. البته اطلاعات با دانش متفاوت است. دانش، يعني داشتن تصويري واضح از يك موضوع.
س- در كشورهايي كه رسانه هاي متكثر دارند طبيعتا سطح سواد رسانه اي مردم آنها بالاتر از كشورهايي است كه ٢ راديو و تلويزيون و ٠٢ روزنامه دارند. آيا اين ارزيابي درستي است يا اين كه ملاك هاي ديگري در بالابردن سطح سواد رسانه اي موثرند؟
ج- دسترسي به رسانه هاي مختلف، ضرورتا منتهي به سواد رسانه اي نمي شود، يعني نمي توانيم بگوييم چون در آمريكا چند صد روزنامه و راديو و تلويزيون وجود دارند، پس سطح سواد رسانه اي مردم آمريكا بالاتر است. همه ما از ساعت استفاده مي كنيم يا از تلفن همراه به كرات استفاده مي كنيم اما همه ما از مكانيزم ساعت يا تلفن همراه مطلع نيستيم. خيلي از ما حتي از همه امكانات تلفن همراه استفاده نمي كنيم و كار با آن را بلد نيستيم در مقابل، برخي افراد هستند كه هم مكانيزم كاركرد اين ابزار را مي دانند و هم از آن استفاده مي كنند. سواد رسانه اي يعني اطلاع نسبت به فرآيندهاي پشت صحنه توليد خبر و محتوا در رسانه ها.
س - اصولا از نظر شما آيا تلفن همراه يك رسانه است؟ و اين وسيله چه قابليت ها وكاركردهاي رسانه اي پيدا كرده است؟ و چه قابليت هايي در دنياي ارتباطات و فناوري اطلاعات به دست آورده است؟ تكنولوژي هاي زيرمجموعه تلفن همراه مثل SMS (پيامك)، MMS، GPRS يا تكنولوژي هاي جديدي كه مثلا IPHone به خدمت گرفته، چه تاثيري در اين فضا ايجاد كرده است؟ كمتر متون ارتباطي وجود دارد كه به اين قابليت ها اشاره كرده باشد، شايد بحث تلفن در كتاب هاي ارتباطات مطرح شده باشد ولي موضوع تلفن همراه و تكنولوژي هاي مرتبط با آن ظاهرا هنوز وارد ادبيات ارتباطات نشده اند؟
ج- اين فناوريها جديد هستند و آينده ارتباطات دستخوش اين تحولات است كه در تلفن همراه درحال رخ دادن است. نمونه برجسته آن گوشي آيفون است كه اخيرا در آمريكا به بازار آمده و براي خريد آن صفهاي طولاني تشكيل شده تمام كارهايي كه با كامپيوتر و اينترنت مي توانيد انجام دهيد، با آيفون هم مي توانيد انجام بدهيد. قبل از اينترنت، به رسانه هاي سنتي نگاه كنيد همه از هم جدا بودند، از گوتنبرگ شروع كنيد، راديو، تلويزيون و مجله همه جدا از هم بودند و البته بر همديگر تاثيراتي داشتند، وقتي در سال ٠٤٩١ تلويزيون ارائه شد، فعالان راديو، از اين رسانه جديد خوشحال نبودند و گمان مي كردند راديو كنار گذاشته مي شود، اما اين چنين نشد، توليدكنندگان فيلم و سينما هم همين نگراني را داشتند اما تلويزيون مشوق سينما شد.
بخشي از محتواي تلويزيون از توليدات سينمايي تغذيه شد. به اينترنت مي رسيم، محتواي اينترنت، محتواي همه رسانه هاي سنتي است، حالا به عصر آيفون وارد شده ايم، همه امكانات اينترنت در آيفون وجود دارد با اين تفاوت كه آيفون را مي توانيد حمل بكنيد و در هر جايي از آن استفاده كنيد، با آن فيلم ببينيد، تلويزيون ببينيد، مرور صفحات اينترنتي بكنيد، ايميل بزنيد و از امكانات تلفني استفاده كنيد.
در ايران ما همواره در رابطه با تكنولوژي هاي جديد جهش داشته ايم، يعني در استفاده از اين ابزارها به سرعت و برخي مواقع همگام با دنياي پيشرفته جلو آمده ايم، اين تحول مهمي است كه در دنياي ارتباطات هم تاثيرات فراواني داشته است هم در ارتباطات فردي و هم در ارتباطات بين فردي.
س- آيا تلفن همراه كاركرد رسانه را پيدا كرده است؟
ج- بله، دليلي براي پاسخ منفي به اين سوال نمي بينم.
مگر رسانه چيست؟ رسانه وسيله اي است كه با آن مي توانيم همزمان يك پيام را به تعداد زيادي از مخاطبان برسانيم. همين كار را مي توانيم از طريق تلفن همراه انجام بدهيم.
س- در حوزه رسانه هاي تصويري و ماهواره اي، همان طور كه مطلع هستيد، اخيرا ايران شبكه PressTv را راه اندازي كرد، پيشتر ايران شبكه هاي العالم، سحر و جام جم ١ و ٢ را داشت كه هركدام منطقه خاصي را پوشش مي دادند و مخاطب تخصصي داشتند، پرس تي وي را شايد بتوان اولين تلويزيون ايراني دانست كه مخاطب جهاني براي خود تعريف كرده است، با زبان انگليسي و با گرايش بين المللي هم فعاليت مي كند. اولا نفس اين رويكرد و پديده را چگونه ارزيابي مي كنيم؟ و ايران در زمينه پخش مستقيم ماهواره اي در كدام نقطه جهان ايستاده است و در اين زمينه چه نقاط ضعف و قوتي داريم؟
ج- در حوزه شبكه هاي تلويزيون ماهواره اي رقابت بسيار شديدي وجود دارد و شبكه هايي در اين عرصه مي توانند موفق باشند و مخاطب جذب كنند كه بتوانند اعتماد مخاطبان را به خود جلب كنند PressTv از نظر كيفيت و تكنيكي هنوز مثل شبكه خبر يا الجزيره يا CNN نيست ولي از نظر محتواي ارائه شده، شبيه آنها عمل مي كند. اين امكان وجود دارد كه اين تلويزيون بتواند در سطح جهاني جاي خودش را پيدا كند ولي در اينجا يك اشكال وجود دارد و آن اين است كه متاسفانه وجهه جهاني ايران، بد بوده و بدتر شده است و اين بر روي تصاويري كه از ايران به خارج ارسال مي شود تاثير منفي مي گذارد.
يعني وقتي مخاطب به منبع رسانه اي اعتماد ندارد، به خود رسانه هم اعتماد نمي كند و براي رفع اين اشكال بايد تلاش زيادي صورت گيرد.
س- ولي گردانندگان Press TV هدف خود را اصلاح همان تصوير بد از ايران نزد افكار عمومي مي دانند، اگر اعتمادي به ايران در افكارعمومي جهان وجود ندارد به خاطر تصوير بدي است كه رسانه هاي جهاني از ايران ارائه داده اند، حالا مي خواهيم با اين شبكه جديد، تصوير واقعي و خوب ارائه بدهيم تا آن تصوير ذهني عوض شود، شما مي گوييد به دليل همان تصوير ذهني، به اين رسانه هم اعتماد نمي كنند، چه جوري مي شود اين بن بست و اين دور باطل را شكست؟
ج - سوال بسيار عالي است. رسانه ها به تنهايي نمي توانند مشكلات بين المللي و سياسي را ترميم بكنند، مي توانند تاثيرگذار باشند، ولي درنهايت آنچه مهم است عملكرد دولت ها است رسانه ها فقط كانال هاي ارتباطي هستند.
اگر رسانه هاي غربي تصوير منفي از ايران ارائه مي كنند، در مقابل هم رسانه هاي ايراني، فقط تصاوير منفي از غرب را منتشر مي كنند، اين يك مشكل دوطرفه است و هيچ يك به ديگري اعتماد ندارد.
س - امروزه موضوعي به نام ديپلماسي رسانه اي مطرح است، اگر در گذشته موضوعاتي همچون جنگ رسانه اي مطرح مي شد و در آن رسانه ها، ابزاري براي تقابل بين دو كشور تلقي مي شدند الان ديپلماسي رسانه اي به معناي حل و فصل چالش هاي بين المللي از طريق رسانه ها مطرح شده است، تا چه حد مي توانيم بگوييم Press Tv يك تكنولوژي از رسانه در چارچوب «ديپلماسي رسانه اي ايران» است؟
ج- اين شبكه مي تواند در اين حوزه عمل كند به شرطي كه قدرتمندان و تصميم سازان سياسي، به طور شفاف حرفشان را بزنند و تا آنجا كه امكان دارد توازن را رعايت كنند و يك طرفه و يكسويه عمل نكنند. اما در هر حال باز هم عملكرد دولتها موثر است و رسانه ها فقط منعكس كننده رخدادها و ديدگاهها هستند.
س- در حوزه رسانه هاي سايبر و اينترنتي نيز شاهد تحولات شتاباني هستيم، ايران يكي از كشورهايي است كه به فاصله اندكي از غرب، تكنولوژي هاي ديجيتالي را اخذ كرده است، يعني الان ايران همان رسانه هاي اينترنتي را به خدمت گرفته كه غرب دارد، ممكن است سرعت اينترنت در ايران پايين باشد، ابزار مولتي مديا را نتوانيم خوب استفاده كنيم، ولي تكنولوژي رسانه هاي سايبر و اينترنتي را همزمان با غرب استفاده مي كنيم.چه فرازو نشيب هايي دراين زمينه وجود داشته است؟ وضعيت رسانه هاي سايبر در غرب و آمريكا چگونه است؟
ج- رسانه هاي ديجيتال يا سايبر، يعني آينده ، اينها آغازي از يك آينده هستند در سال هاي آينده حتي كامپيوتر و كي برد در مقابل شما نخواهد بود،احتمالا يك صفحه نامرئي برروي ديوار اتاق خواهد بود كه مثل يك تابلوي هوشمند عمل مي كند هر موقع لازم داشتيد از آن استفاده مي كنيد و هر موقع نياز به آن نداشتيد تبديل به يك تابلو از يك منظره قشنگ مي شود.
رسانه هاي مكتوب به شدت تحت تاثير اين رسانه هاي جديد قرار گرفته اند، تيراژ روزنامه ها و مجلات در كشورهاي غربي و ازجمله آمريكا پايين رفته است، درآمد روزنامه ها كاهش پيدا كرده است اكثر مطبوعات مجبور شده اند بر روي اينترنت حضور يابند،صحبت از اين است كه آيا رسانه هاي نوشتاري به صورت فعلي ،خواهند ماند يا نه؟ تا جايي كه من مي توانم پيش بيني كنم، قضيه به اين صورت خواهد بود كه رسانه هاي مكتوب، باقي خواهند ماند اما شكل و محتواي آنها دگرگون خواهد شد. محتواي آنها كمتر و فشرده تر خواهد شد ، احتمالا اندازه آنها كوچك تر خواهد شد و پوشش آنها كمتر خواهد شد و بر يك ناحيه جغرافيايي به خصوص تمركز خواهند كرد مانند تهران و هر منطقه از تهران يك روزنامه محلي خواهد داشت كه براي دست يافتن به اطلاعات بيشتر به اينترنت ارجاع داده خواهد شد.
س -همين جا من مي خواستم اين سوال را مطرح كنم كه روزنامه خراسان با توجه به پايگاه قديمي اش در استان خراسان و اين كه قديمي ترين روزنامه محلي ايران به شمار مي رود و در حال حاضر به صورت سراسري منتشر مي شود، چه قابليت هايي براي توسعه دارد؟ به خصوص با توجه به تحولي كه به آن اشاره مي كنيد،آيا اين ويژگي ها مي تواند به عنوان يك نقطه قوت براي اين رسانه مطرح شود؟
ج -صد درصد . مردم و مخاطبان به طور كلي دوست دارند كه بدانند در ناحيه خودشان چه مي گذرد. هر چه فاصله خبر با محلي كه مخاطب در آن زندگي مي كند كمتر باشد جذابيتش بيشتر است روزنامه خراسان از اين نظر داراي توانمندي فراواني است در ارتباطات ، به اين مسئله «ارزش مجاورت» گفته مي شود.
در رسانه هاي سايبر هم مي توان بر مسائل خاص يك منطقه تمركز كرد اين از نظر تبليغات بازرگاني هم بسيار موثر است چون فاصله آگهي دهنده با مشتري كاهش مي يابد.
س- شبيه كاري كه شما با «نشريه جهاني رسانه» در دانشگاهتان انجام داده ايد و براي هر منطقه يك نسخه خاص آنجا منتشر كرده ايد؟
ج -بله، دقيقا ، آنچه من مي گويم، در سطح جهاني پياده كرده ايم و به همين دليل اين الگو موفق بوده و در عرض ٥ سال ٠١ ورژن مختلف از اين نشريه جهاني در سراسر دنيا منتشر شده و نسخه هاي جديدتري هم در راه است و احتمالا در ٥ سال آينده ٠١ نسخه ديگر به آن اضافه مي شود.
س -در مورد پديده هاي جديد دنياي سايبر ژورناليسم مثل روزنامه نگاري شهروندي يا وبلاگ نويسي چه ديدگاهي داريد؟ آيا در محافل آكادميك اين نوع از روزنامه نگاري به رسميت شناخته شده است؟
ج -نمي شود همه اينها را در يك سبد گذاشت، برخي وبلاگ ها متعلق به دنياي ژورناليسم هستند و حتي نويسندگان آنها روزنامه نگار و خبرنگار هستند و تجربه حرفه اي دارند و بسياري از اين وبلاگ ها هم متعلق به كساني است كه تجربه روزنامه نگاري ندارند ولي به هر حال تكنولوژي هاي جديد به هر فردي اجازه داده كه خبرنگار و روزنامه نگار باشد، يكي از مشكلاتي كه در رابطه با وبلاگ ها وجود دارد، شايعه پراكني است. واقعا كسي نمي داند كه اين خبري كه از طريق وبلاگ ها منتشر شده از كجا سرچشمه گرفته است؟
س -يعني به اعتقاد شما اعتبار منبع در وبلاگ ها زير سوال است؟
ج - بله، هنوز مردم آن اعتمادي كه بايد به وبلاگ ها داشته باشند ندارند، از سوي ديگر وبلاگ ها، تعدادشان زياد است. حتي در جايي خواندم كه ايران بالاترين تعداد وبلاگ را در خاورميانه دارد.در اين عرصه ،تنها وبلاگ هايي مي توانند فعال باشند كه خلاءهاي اطلاع رساني جامعه را شناسايي و پر كنند و آن چيزي كه رسانه هاي اصلي منعكس نمي كنند، منتشر كنند . از اين جهت ،كاركرد وبلاگ ها مي تواند مثبت باشد و وبلاگ ها از اين زاويه، رسانه هاي ديگر را وادار مي كنند كه شفاف تر و كامل تر اطلاع رساني كنند.
س -آيا وبلاگ ها دايره دروازه باني خبر در رسانه ها را فراتر كرده اند؟
ج -موافقم، حتي برخي روزنامه ها، سوژه هاي خبري خود را از وبلاگ ها مي گيرند
س -در مورد شكاف ديجيتالي و مشكل موجود در اين زمينه چه نظري داريد؟ با توجه به اين كه اخيرا گزارشي از سوي واحد اقتصادي موسسه اكونوميست منتشر شد و ايران را در ميان ٤٦ كشور در رده آخر اعلام كرد، اين چه پيامي مي تواند داشته باشد؟ اين شكاف ديجيتالي ناشي از چيست و چرا قابليت هاي it و ict براي توسعه درك نشده است؟
ج -شكاف ديجيتالي «Digital Gap» فقط در سطح جهاني مطرح نيست، همين شكاف مي تواند در سطح استاني و محلي مطرح باشد، مي تواند در سطح طبقات اجتماعي مطرح باشد، خيلي از افراد سواد رسانه اي ندارند، بسياري از مردم دسترسي به اينترنت ندارند، حتي كامپيوتر ندارند. اين خودش، باعث ايجاد شكاف اطلاعاتي و ديجيتالي مي شود. آنهايي كه دسترسي دارند و امكان خريد كامپيوتر دارند، قدرت مالي پرداخت هزينه هاي دسترسي به اينترنت را دارند،سواد ديجيتالي دارند و مهارت لازم را دارند و آنهايي كه اين امكانات و توانمندي ها را ندارند، اين يعني شكاف ديجيتالي. در دنياي معاصر، بيش از ٠٥ درصد از مردم جهان حتي يك بار از تلفن هم استفاده نكرده اند. شكاف مذكور هر روز عميق تر مي شود. دركنار آن شكاف داراها وندارها وجود دارد.اين يك زنگ خطر براي كشور و براي دنيا است.
س - درمورد ايران وضعيت چگونه است؟
ج -اين يك مشكل مهم است. استفاده از رايانه و دانش رايانه اي بايد از دبستان شروع بشود و اين وسيله بايد در دسترس دانش آموزان قرار بگيرد و نحوه استفاده صحيح از اين وسيله بايد به آنها آموزش داده شود. اين خودش كمك مي كند كه توسعه فرهنگي و اقتصادي به دست آيد و شكاف ديجيتالي موجود پر شود.
س -رسانه هاي جريان اصلي با رسانه هاي آلترناتيو چه تفاوتي دارند؟
پوششي كه رسانه هاي جريان فرعي يا جايگزين مي توانند داشته باشند، رسانه هاي جريان اصلي Mainstream Media نمي توانند بدهند چون آنها وابسته به شركت هاي بزرگ رسانه اي هستند و بيشتر همگام با آنها فعاليت مي كنند و تنوع زيادي ندارند. رسانه هاي فرعي از نظر تيراژ و اشتراك، تعدادشان كم است و در هر جايي قابل خريداري نيستند اما آنها انتقادي هستند و تنوع آنها هم زياد است و وابستگي به قطب هاي اقتصادي و رسانه اي ندارند، به همين خاطر مي توانند كاربرد بيشتري داشته باشند و از قدرت ها، ترس ندارند چرا كه حتي از نظرتبليغات تجاري وابسته به جايي نيستند ، برخي از آنها اصلا تبليغ ندارند و تنها درآمدشان از طريق فروش و اشتراك است
س - ازنظر عكاسي خبري، اين رسانه ها چگونه عمل مي كنند؟
ج- روزنامه يو اس اي تو دي اولين روزنامه رنگي آمريكا بود، دليل اين كار هم نفوذ تلويزيون بود، چون هنوز هم اكثر مردم آمريكا اخبار روزانه خود را از طريق تلويزيون دريافت مي كنند، بنابراين به خاطر اين كه روزنامه ها بتوانند با تلويزيون رقابت كنند، به سمت رنگي شدن حركت كردند ، الان اكثر روزنامه ها رنگي هستند، مقالاتشان كوتاه تر است، روي اينترنت هم هستند و به طور كلي نه تنها در آمريكا، بلكه در سراسر دنيا، تاثير تصوير و عكس، بيش از تاثير نوشته است. اين چيز جديدي هم نيست.
س -وضعيت عكاسي خبري در ايران نسبت به ساير كشورها چگونه است؟
ج -به عقيده من روزنامه هاي ايران از نظر گرافيكي، رنگ، عكس و تصوير، پيشرفت زيادي كرده اند و دست كمي از روزنامه هاي آمريكا ندارند و من ازاين زاويه ، ضعفي نمي بينم. البته روزنامه هاي ايران همه مثل هم نيستند و بايد آنها را روي يك طيف قرارداد. البته آن چيزي كه مهم تر است محتواست.
س -محور آخر سوالات ما در زمينه رشته ارتباطات در دانشگاه هاي مختلف جهان است. شما ازجمله اساتيدي هستيد كه ارتباط دائمي با دانشگاه هاي ايران داريد، «نشريه جهاني رسانه» دانشگاه پوردو به زبان فارسي هم در دانشگاه تهران منتشر مي شود، با دانشگاه علامه طباطبايي ارتباط داريد و با دانشگاه آزاد اسلامي هم ارتباط علمي خوبي داريد بنابراين شناخت كاملي از محافل آكادميك ارتباطات در ايران داريد، به عقيده شما نقاط ضعف و قوت رشته هاي ارتباطات در ايران چيست و چه پيشنهادهايي براي راه اندازي رشته هاي جديد و توليد علم دراين عرصه داريد؟
ج -نسبت به ٠١ سال گذشته وضعيت دراين حوزه بهتر است و فعاليت هاي فراواني صورت گرفته اما هنوز ضعف هاي زيادي در اين عرصه وجود دارد.رشته ارتباطات آنقدر وسيع ومتنوع است كه انتهايي براي آن نمي توان قائل شد.
در دانشگاه پوردو فقط ٠١ گرايش در سطح ليسانس در رشته ارتباطات داريم و بازهم اين گرايش ها همه زمينه هاي ارتباطات را پوشش نمي دهد اما در ايران در يك چارچوب خيلي كوچكي به آن نگاه مي كنند و به وسعت اين رشته توجه نمي شود و امكانات دانشگاه ها متناسب با توسعه اين رشته نيست، بودجه، منابع، استاد و فضاي آموزشي كافي در اين رشته فراهم نيست.
Trackback Pings
برای فرستادن دنبالک از این آدرس استفاده کنید:
http://www.ertebatat.net/cgi-bin/mtt/mt-tb.cgi/38