در تاریخ تیرماه 1387 متن کامل تازه ترین تحقیق مربوط به تحلیل محتوای وبلاگستان فارسي توسط مرکز مطالعات رسانه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد . متن کامل این تحقیق در ادامه قابل دانلود است .
دانلود فايلPDF
دانلود فايل WORD
وبلاگستان فارسي در سال 1386 . پژوهشگر: حميد ضيايي پرور
چكيده: با بررسي 200 وبلاگ سياسي و اجتماعي فارسي در سال 1386 نتايج زير به دست آمد:
از نظر شكلي:1- وبلاگستان فارسي به سمت انتشار وبلاگهاي با هويت مشخص تر و تعريف شده تر در حال حركت است.
2- وبلاگستان فارسي در سال 86 به نسبت سال 85 بطور محسوسي سياسيتر شده است . البته اين گرايش در وبلاگهاي با گرايش هاي سياسي متفاوت ، مختلف مي باشد .
3- مقايسه ميانگين كامنتهاي 4 گروه از وبلاگ نويسان با گرايش هاي مختلف نشان مي دهد كه وبلاگهاي اصولگرا با ميانگين 64 درصد براي كامنتهاي زياد ، بالاتر از ساير گرايش هاي وبلاگي قرار گرفته اند .
4- از نظر كمي، تعداد مطالب توليدي وبلاگ نويسان در سالهاي اخير روند كاهشي را طي مي كند و وبلاگستان فارسي هر سال نسبت به سال قبل كمكارتر مي شود.
5- وبلاگستان فارسي علي رغم كاهش حجم مطالب منتشره ، روندي كيفي در ارتباط با مخاطب را طي مي كند و هر روز پختهتر ميشود.
6- ركورد بيشترين وبلاگ فاقد سيستم شمارنده به گروه وبلاگهاي منتقد با 84 درصد اختصاص دارد.
7- ركورد بالاترين ميزان انتشار در داخل كشور متعلق به وبلاگ نويسان اصولگرا با شاخص 100 درصد و ركورد بالاترين ميزان انتشار در خارج كشور متعلق به وبلاگ نويسان منتقد با 58 درصد است .
8- بيشتر وبلاگهاي اصولگرا در سال 86 ترجيح داده اند با نام اصلي و با هويت واقعي خود مطلب بنويسند.
9- وبلاگهاي با گرايش اصولگرا ( 38 درصد ) سياسي تر از ميانگين كل وبلاگها ( 24.5 درصد ) در سال 86 ميباشد.
10- وبلاگهاي اصولگرا داراي سطح بالاتري از تعامل با مخاطب در بين وبلاگهاي بررسي شده است.
11- ميانگين وبلاگهاي اصولگراي فاقد سيستم كانترينگ با 74 درصد از ميانگين همين شاخص در كل وبلاگها با 54 درصد بالاتر است .
12- تمام وبلاگهاي اصولگراي مورد بررسي در تحقيق حاضر از داخل ايران به روز رساني شدهاند.
13- وبلاگنويسان اصلاح طلب به وبلاگ نويسي با نام مستعار يا بدون ذكر نام بيشتر گرايش دارند.
14- وبلاگهاي اصلاح طلب در كنار وبلاگهاي اصولگرا سياسي ترين وبلاگهاي فارسي به شمار ميروند.
15- وبلاگهاي اصلاح طلب گرايش بيشتري به پنهان كردن تعداد بازديد كنندگانشان نشان دادهاند.
16- از نظر كشور محل انتشار ، شاهد هيچ تفاوت محسوسي در بين وبلاگهاي اصلاح طلب در سالهاي اخير نيستيم.
17- گرايش سياسي – اجتماعي نويسي توامان در وبلاگهاي منتقد با 58 درصد از ساير گروههاي وبلاگي با متوسط 49.5 درصد قوي تر است .
18- تعامل وبلاگهاي منتقد با مخاطبانشان در طول اين دو سال (1385 و 1386) نسبتاً ثابت باقي مانده و اندكي افزايش يافته است.
19- گرايش به درج نام واقعي در ميان وبلاگهاي بي طرف بسيار شديد بوده و اكثر وبلاگهاي مورد بررسي در اين گروه داراي نام واقعي وبلاگ نويس ميباشند.
20- بيشتر وبلاگنويسان بي طرف نوشتن در زمينه مسايل اجتماعي را به سياسي نويسي ترجيح دادهاند و وبلاگنويسان بيطرف ركورد بالاترين ميزان وبلاگ نويسي با گرايش صرفاً اجتماعي را دارا ميباشند. براي مطالعه متن كامل پژوهش، همراه با نمودار ها و جداول، يكي از دو پيوست زير را بارگذاري كنيد :
دانلود فايلPDF
دانلود فايل WORD
توضيح : اين ميزگرد اگرچه مربوط به گذشته است اما متن كامل ديدگاههاي حقوقي مطرح شده در آن هنوز تازه است :
ميزگرد علمی- تخصصی برسی جايگاه حقوقی و حرفهای نشريات الكترونيك در ايران با شركت جمعی از كارشناسان ارتباطات و حقوق، عصر دوشنبه 15 ارديبهشت ماه 1382 در سالن كنفرانس شماره يك نمايشگاه بينالمللی تهران و در چارچوب نشستهای تخصصی نمايشگاه جشنواره مطبوعات برگزار شد.
گزارش مشروح و اختصاصی ماهنامه دنيای کامپيوتر و ارتباطات را در زير می خوانيد:
موضوعات مورد بررسی عبارت بودند از:
تعريف نشريه الكترونيك "E-Journal"
شرايط فنی حاكم بر تاسيس و راهاندازی نشريات الكترونيك
امكانات نظارت بر نشريات الكترونيك
محتوا و مديريت در نشريات الكترونيك
نشريات الكترونيك و ملاحظات امنيت ملي
قوانين كنترلی و نحوه حمايت از نشريات الكترونيك
سياستگذاری در زمينه فيلترينگ و كليك استريم
شركت كنندگان در اين ميزگرد تخصصی عبارت بودند از:
-حجتالاسلام دكتر حسامالدين آشنا، عضو هيئت علمی دانشگاه و صاحبنظر در امور اينترنت
دكتر يونس شكرخواه، مدرس دانشگاه، روزنامهنگار و سردبير جامجم آنلاين
دكتر عباس حری، استاد دانشگاه و كارشناس ارتباطات
كامبيز نوروزی، حقوقدان و وكيل دادگستری
سعيد سعادت صانعی، مدير مسئول نشريه تخصصی Web
كوروش شمس، روزنامهنگار حوزه IT
نمكدوست، كارشناس علوم ارتباطات ( مجری نشست )
در اين گزارش به جهت رعايت اختصار، فشردهای از مباحث مطرح شده توسط هريك از مدعوين درج میگردد:
مجری: موضع اصلی اين ميزگرد، نشريه الكترونيك يا "E-journal" است. اول بايد ببينيم تعريف نشريه الكترونيك چيست، شما میدانيد كه در بند سوم ماده اول قانون مطبوعات تصريح شده: « كليه نشريات الكرونيك تابع قانون مطبوعات هستند» اين موضوع محل بحث و توجه است.
-يونس شكرخواه: اولين نكتهای كه میتوان راحت به آن پاسخ داد اين است كه پاسخ به اين سوال كه آيا نشريات الكترونيك مشمول قانون مطبوعات میشوند يا نه؟ منفی است.
يك طبقه بندی چهارگانه درباره نشريات وجود دارد:
1-رسانههای چاپی يا Printed media: كه نشرياتی هستند كه بر روی كاغذ چاپ میشوند.
2-نشريات الكترونيك يا E -journal: تنها تفاوت اين نشريات با چاپی، جنس عرضه آنها است، يعنی اگر يك محتوای يك نشريه چاپی عينا از راديو پخش شود نشريه الكترونيك است. گامهای اوليه نشريات الكترونيك با انالوگ شروع شد و محتوا از قالب خط به الكترونيك تغيير كرد. به نظر میرسد قانون مطبوعات بر اين دسته از نشريات مصداق دارد.
3-رسانههای ديجيتال يا Digital media: محتوای اين رسانهها از صفر و يك تشكيل میشود. يعنی متن به صورت صفر و يك بر روی اينترنت قرار میگيرد و با فرمت format مختلفی همچون html منتشر میشود و توسط براوزر "Browser" شما خوانده میشود." "
پاسخ به اين سوال كه آيا نشريات الكترونيك مشمول قانون مطبوعات میشوند يا نه؟ منفی است. " "
4-رسانههای سايبر يا Cyber media: رسانههای سايبر از نشر جنس و فيزيك، همان جنس و فيزيك نشريات ديجيتال را دارند. منتهی ديگر عين نسخه چاپی نيستند مثلا يك روزنامه تازمانی كه روی كاغذ است، printed media است. اگر آنرا بصورت آنالوگ تبديل كنيم، E-journal داريم و اگر محتوای آنرا به صفر و يك تبديل كنيم وارد مقوله ديجيتال مديا شدهايم و اگر چيزهايی شبيه لينك متن يا تصوير يا ويژگیهای ديگر متفاوت از نسخه چاپی به آن اضافه شود رسانه سايبر داريم.
يك روزنامه وقتی با فرمت pdf روی اينترنت قرار میگيرد هيچ تفاوتی از نظر ماهيت با نسخه چاپی آن ندارد و قانون مطبوعات بر آن صدق میكند فقط يك نكته كوچك هست و آن اين است كه وقتی روزنامهای تبديل به نشريه الكترونيك میشود ديگر تابع مكان خاصی نيست.
اينها در سپهری از اطلاعات قرار میگيرند كه نمیتوان مقدرات بومی يك كشور را بر آنها جاری كرد.
-دكتر حری: تقسيمات دكتر شكرخواه اگرچه درست اما برخی صاحب نظران ارتباطات در تعريف اين مقولهها اختلافاتی دارند، بعضیها نشريات سايبر را همان نشريات ديجيتال میدانند و بعضی حتی تمام نشريات سايبر و ديجيتال را هم جزو نشريات الكترونيك تلقی میكنند. منتهی بحثی كه مطرح است اين است كه تفاوتی نمیكند كدام تعريف را مطرح كنيم بلكه مسئله اين است كه با نشريات الكترونيك اعم از اينكه تبديل شده نسخه چاپی باشد يا مستقل باشد چه بايد كرد؟
-كوروش شمس: به عقيده من، يك تفاوت عمده نشريات الكترونيك با نشريات سايبر، بحث دروازهبانی خبر است. همچنين مباحثی همچون نقش مخاطب در انتشار مطالب نشريات سايبر بسيار مهم است چون در اين شيوه از روزنامهنگاری ارتباط نويسنده و مخاطب كاملا مستقيم و نزديك شده است.
-كامبيز نوروزی: حقوقدانان با امر موضوعی كاری ندارند. تخصص حقوقدانان در امر حقوقی است، اينكه يك پديده در ذات خودش چه هست، اين يك امر حقوقی نيست و كارشناسان ذيربط آن بايد آنرا مشخص كند. در مورد تبصره ماده يك قانون مطبوعات مبنی بر شمول اين قانون بر نشريات الكترونيك، احتمال می دهم نظر قانونگذار در به كار بردن واژه «نشريات الكترونيك» به شكل غير دقيق، مشتمل بر هر نوع روزنامه نگاری از طريق اينترنت باشد.
اين قانون در ارديبهشت 1379 تصويب شد. در طول اين 3 سال تحولات پرشتابی در عرصه نشريات الكترونيك بوجود آمده است. اما پرسش همچنان باقی است كه نظام حقوقی حاكم بر اينگونه نشريات چيست؟ ما به دوگونه میتوانيم به اين سوال پاسخ بدهيم:
1-يك نوع پاسخ دادن میتواند به تبعيت از مدل سنتی انديشه موجود در ايران باشد كه عدهای قانون را تصويب میكنند، رئيس جمهور ابلاغ میكند و اجرا میشود. اما اين يك مقدار سطحینگری است.
2-پرسش اساسی اين است كه اساسا نشريه سايبر چيست. اين موضوع در جامعه ما جوان است و هنوز ما خيلی از ابعادش را نمیشناسيم پس چطور برای آن قانون وضع كردهايم؟
از سوی ديگر « قابليت دستورپذيری» چنين پديدهای كجاست؟ آيا با مدلهای سنتی شناخته شده دستور میتوانيم با آن مقابله كنيم؟ ما نبايد در قانونگذاری برای پديدههای جديد شتاب به خرج بدهيم نبايد تصور كنيم كه جامعه الزاما آن طور كه قانون گفته عمل میكند.
موضوع نشريات الكترونيك يا سايبر، موضوع بسيار جديدی است و بايد در تدوين در تدوين قانون مناسب برای آن تامل داشته باشيم به حدی كه خود اين پديده شناخته شود و اجازه دهيم عرف هم شكل بگيرد، عرف يكی از منابع حقوق است، چيزی كه در نظام قانونگذاری ما به فراموشی سپرده شده است. " "
اينترنت در ايران بسيار بيشتر از آن كه نياز به نظارت داشته باشد، احتياج به حمايت.
-حسامالدين آشنا: از نظر ماهيت سياستگذاری و قانونگذاری آنقدر كه سوال از حق آزادی بيان و آزادی انتشار و دسترسی به اطلاعات مهم هست، سوال از حامل اين محتوا مهم نيست اگر سياست يك دولت- ملت دسترسی آزاد به اطلاعات باشد به گونهای با رسانههای سنتی، جديد و فوق مدرن برخورد میكند و اگر سياستش محدود سازی باشد به گونهديگری برخورد میكند. مسئله ديگر اين است كه پديده اينترنت ماهيتی كاملا دوگانه دارد، از يكسو آزادانهترين امكانات توليد، توزيع و دسترسی به اطلاعات را فراهم میكند، هزينه دسترسی را برای كاربر نهايی بسيار پايين میآورد و از سوی ديگر نظارت پذيرترين رسانه دنياست. اينترنت تنها رسانهای است كه تمام فعاليتهای كاربر در آن قابل ثبت، نظارت، پيگيری و ردگيری است. از كامپيوتر شخصی شما(PC) نظارت شروع میشود يعنی logfileهای شما ثبت میشود هم درسرور سرويس دهنده ISP و هم در Domain server و از هرجای جهان میتوان به گونهای بر فعاليت و عملكرد شما در اينترنت نظارت كرد. البته اين نظارت سطوح مجاز دارد. اما به طور فنی و نظری امكان نظارت بر ريزترين فعاليتهای هركاربر اينترنت وجود دارد.
از منظر ديگری هم اينترنت بسيار نظارت پذير است. بر خلاف رسانههای مبتنی بر انتشار موج، شما برای اين كه به اينترنت دسترسی پيدا كنيد احتياج به امكانات عظيمی داريد كه در كشورهايی شبيه ايران مبتنی بر نظام مخابراتی است در نتيجه سياستگذاریهای ملی مخابراتی تاثير مستقيم بر سياستهای حوزه اطلاعرسانی دارد.
در سال 1379 من در مقالهای تاكيد كردم، ايران آزادترين كشورجهان در حوزه اينترنت است چون هيچ تصميمی در حوزه قانونگذاری برای اينترنت اتخاذ نشده است. اين در واقع از باب اين كه تصميم گرفتهاند آزاد باشد نبوده است. بلكه از باب اين بوده كه تصميمی گرفته نشده، يعنی يك نوع نابسامانی وجود دارد. در همانجا هم ابراز نگرانی كردم كه ايران در عرض يك هفته میتواند به بستهترين كشور دنيا از نظر اينترنت بشود چون نقاط تماس بينالمللی محدود هستند و امروز نقاط تماس بينالمللی به 13 نقطه تقليل يافته و همه آنها دولتی يا شبه دولتی است و با يك بخشنامه چند سطری بر بستن 2 ميليون آدرس میتوان اين كار را كرد.
بخش عمدهای از اين عمل را فايروالها و فيلترينگ سرويسهای جهانی در مقابل دريافت مبالغی حدود 300 ميليون دلار در سال انجام میدهند. اين مسدود سازی در پهنای باندی حدود يك گيگابايت در هر ثانيه قابل انجام است. كشورهايی مثل عربستان چنين "Fire Wall"هايی را خريدهاند و بهترين فايروالها و سيستمهای فيلترينگ را اسراييل ارائه میدهد.
بدين ترتيب بهتر است تصميماتمان را يك قدم عقب ببريم اگر حاكميت بخواهد میتواند كاملا محدود كند و بعد از محدودكردن عملا بازی تام و جری اتفاق میافتد. در واقع توسعه اينترنت در اينترنت تلاش زيادی میطلبد اما برای محدود كردن آن تلاش زيادی لازم نيست.
-سعيد سعادت صانعی: به عقيده من تا ما تعريف جامعی از پديده نشريه الكترونيك نداشته باشيم نمیتوانيم درباره آن قانون جامعی تصويب كنيم. بايد ديد طبق استانداردهای جهانی، چه معيارهايی برای تعريف نشريات الكترونيك ارائه میشود.
عدهای معتقدند هرنوع محتوايی كه مبتنی بر كامپيوتر و pc باشد يك نوع نشرالكترونی است. اما برخی از انديشمنمدان علوم ارتباطات با اين تعريف مخالفند و میگويند هرنوع پديدهای كه بر اساس اينترنت و web باشد و يا به اصطلاح web based باشد نشرالكترونی است. اما مسلما نشريه الكترونيك با نشريه سنتی متفاوت است و نحوه استفاده از آن هم متفاوت خواهد بود.
مجری: سوالات جديدی كه مطرح است اين است كه:
1-آيا اين پديده جديد اساسا قابليت قانونگذاری دارد؟
2-اگر بپذيريم كه میشود برای آن قانونگذاری كرد رويكردهای كلی حقوقی آن چگونه خواهد بود؟
-دكتر حری: معنای ديگر « بحث دستور پذيري» كه آقای نوروزی به آن اشاره كرد اين است كه به من بگوييد موضوع چيست؟ تا من بگويم قابل قانونگذاری هست يا نه؟ من معتقدم وقتی موضوعی كه قابليت كنترل نيست بحث در رابطه با قانونمند كردن آن « سالبه به انتفای موضوع» است.
سير نشرچاپی به نشر الكترونيك برزخهايی را طی كرده است كه هنوز در ذهن ما باقی است و ما قصد داريم با همان ذهنيتهای حاكم بر نشر چاپی، فضای سايبر را كنترل كنيم، اين ممكن نيست هر محيط و هر فضايی را بايد با خودش شناخت و قوانين متناسب با خودش را پيشنهاد كرد.
به گفته آقای آشنا، اگر بخواهيم محيط ديجيتال را ببنديم بايد آن را تعطيل كنيم. 300ميليون دلار میدهيم و آنرا تعطيل میكنيم اين شبيه تعطيل يك مجله چاپی است به خاطر چاپ يك خبر غلط، يعنی خط كشيدن بر روی صورت مسئله.
غرض از قانون اين نيست كه بگوييد اگر درست نمیتوان راه بروی، راه نرو. بلكه قانون شيوه درست راه رفتن را میگويد و اين كه اگر تخطی كنی چنان خواهم كرد.
من با اين نظر موافقم كه بايد تامل كرد. با اين كه در مورد قانون مطبوعات چاپی ساليان سال تامل كرديم هنوز مسئله داريم. مسئله چاپی را حل نكرده میخواهيم سراغ مسائل نشريات الكترونيك برويم." "
در ايران بيشترين فعاليت را در حوزه اطلاعرسانی الكترونيك نه دانشگاهها دارند و نه نشريات. بلكه بيشترين فعاليت را اتفاقا حوزههای علميه داشته اند. بزرگترين سايتهای ايران نه وابسته به دانشگاهها است نه وابسته به موسسات دولتی و يا مطبوعاتی و هنری. بلكه وابسته به حوزههای علميه است.
-آشنا: اينترنت در ايران بسيار بيشتر از آن كه نياز به نظارت داشته باشد، احتياج به حمايت دارد. يعنی ما در سخن گفتن در اينترنت به اين معناست كه سخن بگوييم و در تمام جهان پخش شود و همه از هر صنف و طبقه و نژادی بتوانند با ما ارتباط برقرار كنند. ما هنوز در اين محيط بينالمللی تمرين نكردهايم. اين يك واقعيت تلخ است اما بايد بپذيريم كه ميزان حضور مقالات علمی ايران در صحنه مقالات علمی جهان بايد به قدری نگران كننده است كه بايد ميليونها دلار هزينه كنيم تا دانشمندان ما بياموزند و بتوانند آموختهها و يافتههای خودشان را برای همه جهان به اشتراك بگذارند. در ايران بيشترين فعاليت را در حوزه اطلاعرسانی الكترونيك نه دانشگاهها دارند و نه نشريات. بلكه بيشترين فعاليت را اتفاقا حوزههای علميه داشته اند. بزرگترين سايتهای ايران نه وابسته به دانشگاهها است نه وابسته به موسسات دولتی و يا مطبوعاتی و هنری. بلكه وابسته به حوزههای علميه است. اگر حجم اطلاعات و CDها و اطلاعات را با حجم توليدات مقايسه كنيد تفاوت عظيم آنرا خواهيد ديد. چون در حوزهها ميراث بزرگی وجود دارد كه فقط احتياج داشته تيپ شود و فرمت سادهای به آن داده شود و در محيط اينترنت قرار بگيرد. اما در حوزهدانشهای تجربی، ما بخاطر عقب ماندگیهای علمی بزرگی كه داريم وقتی به حوزه اينترنت هم رسيدهايم دچار لكنت زبان جدی شدهايم.
از آن طرف در موضع بيان سياسی بخاطر مدت طولانی فقدان آزادی و احساس رهايی كه همراه با اينترنت وجود دارد، طبيعی است كه ما در بيان اينترنتیمان دچار ياوهگويی، بد دهنی و بیمبالاتی در بيان شده ايم. برای اينكه روابط دولت و ملت را رابطه پدر و فرزند تلقی كنيم و در اين جهت كه پدر به فرزند كمك كند تا روزی قهرمان دو ميدانی شود راه حلش اين نيست كه مراقب باشد تا 18 سالگی هرگز ندود تا زمين نخورد كه پايش خراش پيدا نكند. اگر كسی بخواهد از 18 سالگی شروع كند قهرمان دو نخواهد شد.
پس دولت به شدت بايد از توليد در اينترنت حمايت كند و اين حمايت، احتياج به قانون دارد. يعنی ما احتياج زيادی به قانونگذاری داريم اما قوانين تشويقی نه قوانين محدودكننده و نظارت كننده. قانون مطبوعات بايد بر اساس واقعيتهای دنيای سايبر Cyber space اصلاح شود نه اينكه بر مبنای اصلاحيه قانون مطبوعات، دنيای سايبر تغيير كند. اين كه يك كلمه در قانون مطبوعات اضافه كنيم و به اصطلاح بنويسيم و « و غيره» مشكل را حل نكردهايم بلكه مشكل بسيار بزرگتری را برای قوه قضاييه ايجاد كردهايم.
الان طبق قانون مطبوعات، نويسنده هم علاوه بر مديرمسئول مسئول شناخته میشود، يعنی از مسئوليت تفسير موسع ارائه شده است. يعنی تفسير از نشريه ( چاپی و الكترونيك) موسع میشود، تفسير از مسئوليت هم موسع میشود، وقتی اين دو تفسير موسع درهمديگر ضرب میشود اتفاقی كه میافتد اين است كه عملا ديگر هيچ چيز قابل نظارت نيست، يعنی اثبات مسئوليت به سادگی در اينترنت ميسر نيست.
پرينت يك مقاله كه قرار است قاضی به آن استناد كند و ضميمه پرونده شود آيا اگر در لحظه رسيدگی روی اينترنت موجود نبود، به چه چيزی قرار است رسيدگی شود؟ چه كسی میتواند اثبات كند پرينت كاغذی يك مقاله، همان چيزی است كه يك نويسنده در اينترنت توليد كرده است. حتما میشود پيگيری كرد كه قاضی در چه ساعتی در چه روزی از طريق چه كامپيوتری به چه سايتی وصل شده. اما نمیتوان اثبات كرد كه آنچه فرد توليد كرده همان چيزی است كه در روی كاغذ به آن استناد شده است.
به تعبير دقيقتر قوه قضاييه در مرحله رسيدگی مبتنی بر بروكراسی كاغذ محور است، موضوعی كه میخواهد رسيدگی كند اصولا pageless است. با كاغذ نمیشود به موضوع سايبراسپيس رسيدگی كرد و به آن استناد كرد. هر كلمهای كه قاضی به آن استناد كند متهم میتواند بگويد شما با استفاده از front page كامپيوتر خودتان آن را edit كردهايد. در واقع فرار از مسئوليت توليد در اينترنت بسيار ساده است.
نكته بعدی اين است آيا اگر اين كار را كردهايم و همه قوه قضاييه را هم بسيج كرديم كه 4000 وبلاگ فارسی را كنترل كنيم، چه سازمان اداری را نياز داريم برای كنترل آن؟
من نتيجه میگيرم كه نظارت بر نشريات الكترونيك نه مفيد است و نه ممكن . حتی اگر امكانش هم باشد يعنی 4000نفر در داگستری تهران استخدام كنيم كه هرنفرشان يك نشريه را به طور روزانه بررسی كنند و گزارش بدهند و به همه گزارشهای آنان هم رسيدگی شود، در اين صورت عملا هزينه فايده اين اقدام چه خواهد بود؟
ما نگران اين هستيم كه نكند گوشهای از جايی خدشه بخورد؟ آيا خود اين خدشه رسيدگی موسع به موضوعی موسع به اعتبار و حيثيت جمهوری اسلامی بيشتر از آن نيست كه حالا پسری در وبلاگش راجع به دختری مطلب نوشته است؟!
مجری: اگر بخواهيم قانون مطبوعات را عينا در مورد نشريات الكترونيك و سايبر اجرا كنيم، آن وقت بر صف 2000نشريه منتظر مجوز كه برخی از آنها سالهاست در معاونت مطبوعاتی در انتظار هستند، 4000 درخواست ديگر افزوده میشود و اگر در نظر بگيريم كه هر 10 دقيقه يك وبلاگ به وبلاگهای موجود اضافه میشود، میبينيم كه با چه پديدهای مواجه خواهيم شد. بررسی صلاحيت اين آدمها، دريافت استخدام و كنترل آنها پديده بسيار پيچيدهای است.
دكترشكرخواه: آنچه وسوسه ايجاد يك سايت يا وبلاگ میكند و آنچه وسوسه ايجاد محدوديت در فضای سايبر میكند در دو مفهوم متبلور است، يك مفهوم را دكتر آشنا باز كردند، مفهومی كه شما در فضای سايبر كاملا قابل كنترل هستيد. هر سندی كه درست میشود در روی يك سرور مینشيند. هر سرور logfileهای خاص خودش را دارد. به اين مفهوم در علم ارتباط كليك استريم click stream میگويند.
مفهوم كليك استريم در فضای سايبر قابل رديابی است ولو اين كه شما در يك آدرسی 3 ثانيه توقف داشتهايد يا 30 ثانيه. فرقی نمیكند. يك مثال عينی بزنم: من سردبير يك سايت اينترنتی به نام جامجم آنلاين هستم. من در فاصله 15 روز اول فروردين میخواستم ببينم كه ميزان userها چقدر بوده و چقدر request داشتهام. 16000 نفر ظرف 14 روز روی سايت آمده بودند، 27هزار دفعه 2ميليون و 700هزار درخواست داده بودند، اين را اگر بر تعداد كاربر تقسيم كنيد حتی میتوانيد بدانيد در كدام صفحه چند ثانيه مكث شده است. آن وسوسه قانونگذاری از اين logfileها شروع میشود از طرف ديگر يك وسوسه آزادی مطلق داريد كه البته فقط نشريه سايبر (و نه ديجيتال) به شما اين امكان را میدهد. ما مفهومی به نام «نشر روميزی» "desktop publishing" داريم كه اصلا راجع به آن حرفی نداريم، چون آن يك content است كه توليد میشود و توی CD يا diskett است و چون قدرت لينكدهی ندارد اصلا سايبر نيست. يك CDدايرهالمعارف كه سايبر نيست. آن ديجيتال است. سايتی هم كه در فضای اينترنت درست میشود اگر عينا به نشر محتوای يك روزنامه چاپی میپردازد، مثل همشهری اين سايبر نيست، اين نشر روميزی است رسانه سايبر زمانی آن وسوسه را برای آزادی مطلق ايجاد میكند كه قدرت لينك دارد.
من با نظر دكتر آشنا مخالفم. ايشان گفت: محتوايی كه شما توليد میكنيد قابل كنترل نيست چون همان لحظه به روز شده يا تغيير كرده، اين درست است، اما آقای دكتر! بعضی مواقع ما بايد پاسخگوی محتوای ديگران باشيم چون داريم لينك میدهيم.
اگر من سايت سازمان بهداشت جهانی را لينك دادم آيا مسئول محتوای سايت آن سازمان هم هستم؟ به لحاظ حقوقی آنقدر مسائل گوناگونی بوجود میآيد كه نهايت ندارد.
پرسش اول را مطرح میكنيم: آيا كليك استريم مال خانه من است؟ و در اين صورت آيا اصولا كسی حق دارد logfile را باز كند . درون آن را ببيند يا نه؟ از ديد من كاربر، خير. آنجا حريم شخصی من است. قانون بايد بحث كند ببيند آيا اين logfile امتداد اتاق من است امتداد آزادی فردی من است يا نه؟" "
دانش آموزان امروز ما با سیدی و ديسكت بزرگ میشوند، او بايد بداند كه چگونه بايد در اين فضای سايبر زندگی كند و حقوق او در اين فضا چيست؟ بداند كه دستش را تا كجا میتواند باز كند. ما در مورد بسياری از مفاهيم اين عرصه هنوز مشكل داريم. من يك پيشنهاد هم دارم و آن اين است كه هر حركتی كه میخواهد در زمينه حقوق سايبر انجام شود ابتدا متون جهانی ذيربط را حقوقدانان ترجمه كنند و در اختيار جامعه كاربران اينترنتی ايران قرار بگيرد.
بنابراين در پاسخ به سوال دكتر نمكدوست (مجری) میگويم وقتی صحبت از فضای سايبر میكنيم فقط صحبت از نشريات سايبر نيست. ما تجارت سايبر هم داريم، آموزش سايبر هم داريم. لذا ما چه بخواهيم چه نخواهيم الان در دنيای حقوق، شاخهای به نام «سايبر لا» "cyber low" ايجاد شده است. اتفاقا در همين نامگذاری هم نگفتهاند حقوق دنيای الكترونيك يا حقوق ديجيتال. حقوق سايبر شاخه بسيار بزرگی از حقوق شده است و ملاحظات مختلف سايبر را مورد ملاحظه قرار داده است. من سايتی دارم كه توسط هكری هك شده است يا كارت اعتباری دارم و میخواهم با آن از Amazone كتاب بخرم. آن هكر میآيد پسورد كرديت كارت مرا برمیدارد، آيا ما برای اين وضعيت قانون میخواهيم يا نه؟ به نظر من در فضای سايبر عين فضای اجتماعی ما، پيچيده و تودرتو است.
ما نيازمند حمايت هستيم در اين فضا، مسئله ما اصلا نظارت نيست. دانش آموزان امروز ما با سیدی و ديسكت بزرگ میشوند، او بايد بداند كه چگونه بايد در اين فضای سايبر زندگی كند و حقوق او در اين فضا چيست؟ بداند كه دستش را تا كجا میتواند باز كند. ما در مورد بسياری از مفاهيم اين عرصه هنوز مشكل داريم. من يك پيشنهاد هم دارم و آن اين است كه هر حركتی كه میخواهد در زمينه حقوق سايبر انجام شود ابتدا متون جهانی ذيربط را حقوقدانان ترجمه كنند و در اختيار جامعه كاربران اينترنتی ايران قرار بگيرد. بحث و بررسی بشود، و بعد درباره آن تصميمگيری شود. در بسياری از كشورهای جهان اين مسئله تثبيت شده است. در انگلستان IWL نهادی است كه اختيار امور حقوقی اينترنت را در دست دارد. اما ممكن است الان خيلیها با ساختار IWL موافق نباشند و احساسشان اين باشد كه اين ساختار دارد عقب میافتد يا چيزی كه الان در WIPO سازمان جهانی مالكيتهای معنوی درباره حقوق سايبر مطرح میشود بعدا خواه ناخواه به ماهم تسری پيدا خواهد كرد. آيا اگر بنده ديسكت يك سازمانی را در اينترنت بريزم، بايد بخاطر آن يكبار ريختن جريمه بشوم يا بر حسب تعداد download كاربران از آن سند؟ خيلی از اين مسائل در حال بحث است.
ما نبايد با نگاه کتبی به Cyber media نگاه کنيم، چون ناممكن است و به يك شوخی شبيه است و نمیشود يك چيز كوچك را به يك فضای بزرگ تسری دهيم. پيشنهاد من اين است كه متون بينالمللی را حتی در زمينه مفهوم نشريه سايبر ترجمه كنيم تا در يك چنين ميزگردی 2ساعت بحث نكنيم. بالاخره در حقوق سايبر تمام اين مفاهيم مطرح شده است.
در مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق برای استفاده از اينترنت يك مصوبهای وجود دارد كه خيلی جالب است. به دانشجويان و اساتيد Access داده میشود تا در هر فضايی سير كنند، اما در عين حال مصوبه میگويد دانشگاه میتواند افرادی را كه از اين امكانات استفاده غير آكادميك كردهاند محروم كند. البته ممكن است اين قانون هيچ وقت اجرا هم نشود. در آمريكا هم قانون "CIPA" يا "Children Internet Protocol Active" وجود دارد. CIPA به هيچ مدرسهای نگفته چگونه دانش آموزان را از دسترسی به فيلمهای پورنوگرافی محروم كنيد، اما قانون را میگويد: « مدرسهای به فيلم پورنوگرافی نبايد access داشته باشد» در ازای اين اعمال قانون، در قبض تلفن تخفيف میگيرند. مشكل در ايران از آنجايی شروع میشود كه عدهای نابلد بخواهند برای ما قانون بنويسند.
كوروش شمس: ما درباره پديدهای صحبت میكنيم كه فلسفه شكلگيریاش فرار از تمركز است. يكسری سايتهای خبری هستند كه سردبير و مسئول مشخصی دارند مثل CNN و BBC. اما يكسری سايتها، محاورهای هستند، ما چگونه میتوانيم فرد را به خاطر اطلاعاتی كه طرف گفتوگوی او روی سايت گذاشته است بازخواست كنيم و يكسری سايتها هايپرلينك هستند و نمیتوان مسئوليت سايت لينك شده را به آنها نسبت داد. بحث ديگر حوزه جغرافيايی است. اطلاعات موجود در اينترنت، حوزه جغرافيايی مشخصی ندارد. ممكن است از ايران مطلبی منتشر كنيد كه با قوانين استراليا مغايرت داشته باشد، استراليا چگونه میتواند شما را در تهران مورد پيگرد قرار دهد؟ مثلا سايت Gooya يك مطلبی را منتشر كرده كه خلاف قوانين ما است، آيا كسی میداند اصلا اين سايت از کجا منتشر میشود؟
نظر نهايی من اين است كه ضرورت كنترل قانونی وجود دارد اما اين كنترل قانونی بايد توام با قوانين حمايتی باشد. ما بايد روی فرهنگ استفاده كنندگان از اينترنت كار كنيم چون دروازهبانی خبر دست آنها است. ما ديگر با روزنامهنگاران سروكار نداريم كه برايشان خط قرمز بگذاريم بلكه با كاربرانی سروكار داريم كه آنها انتخاب میكنند كدام محتوا را بخوانند و كدام را نخوانند.
سعادت صانعی: سرعت فناوری اطلاعات به قدری زياد است كه ورود آن به ايران تقريبا همزمان با جهان بوده است به همين جهت ضرورت تدوين قوانين مربوط به نشريات الكترونيك بيشتر احساس میشود. از همه مهمتر، بحثی است كه در اينجا چندان به آن توجه نشد: شركتهای نرمافزاری ايران به دليل فقدان قانون مناسب، آسيبهای فراوانی ديدهاند. چون استانداردهای بينالمللی مثل كپیرايت را رعايت نمیكنيم و نمیتوانيم كاری در سطح جهانی انجام دهيم. لذا مسئولان بايد تلاش كنند و هرچه سريعتر قوانين لازم برای حمايت از نشرالكترونيكی را تنظيم كنند. تكنولوژی روزبهروز پيشرفت میكند و الان نشريات جديد از تكنيكهای hyper media استفاده میكنند. لذا بايد از قوانين تركيبی استفاده كرد. بخصوص كه ما در حال اجرای طرح تكفا هستيم.
كامبيز نوروزی: فضای سايبر بسيار بزرگ است و نشريات سايبر بخشی از آن است. اساسا ما نبايد انتظار داشته باشيم كه فضای سايبر را يك فضای واحد تلقی كنيم. مسئله اين است كه چقدر میشود فضای سايبر را به صورت امرونهی درآوريم؟
تجربه و عرف در ايران نشان میدهد كه وقتی میخواهند قانون برای چيزی بگذارند يعنی میخواهند يك جايی را ببندند! من فكر میكنم كه اساسا فضای سايبر قابليت قانونگذاری ندارد." "
حكومت عاقل و درست انديش حكومتی است كه قانون وضع نكند كه در مناسبات اجتماعی پشت سرهم نقض شود. چنين قانونی اصلا قانون نيست چون در نظم اجتماعی تاثير تعيين كننده ندارد.
قانون دو مفهوم دارد، 1- مفهوم حقوقی: سندی كه ساز و كار حكومتی روی كاغذ تصويب میكند. 2- مفهوم جامعه شناختی: قانون زمانی كه در نظام اجتماعی به اجرا در میآيد حالت قانونی پيدا میكند بنابراين هراندازه موارد نقض قانون افزايش يابد، از عينيت اجتماعی قانون كاسته میشود.
حكومت عاقل و درست انديش حكومتی است كه قانون وضع نكند كه در مناسبات اجتماعی پشت سرهم نقض شود. چنين قانونی اصلا قانون نيست چون در نظم اجتماعی تاثير تعيين كننده ندارد.
فضای سايبر امكاناتی را در اختيار كاربر قرار میدهد كه از مقررات بگريزد بدون اين كه حتی دست به اقدامات تبهكارانه پيچيده بزند میبندند. يك سايت بسته میشود، يك سايت ديگر باز میشود، يك نشانی را میبندند، يك نشانی جديد درست میشود و شيوههای متعدد ديگر. در نشريات الكترونيك امكان تعقيب يا وجود ندارد يا بسيار ناچيز است لذا اين پديده ذاتا قابليت دستورپذيری ندارد يا اگر هم دارد بسيار كم است. يعنی اينجوری نيست كه شما ابتدای يك خيابان تابلو « ورود ممنوع» بگذاريد و ديگر هيچ ماشينی از آنجا رد نشود و اگر هم شود جريمه بشود. اين مكانيزم در فضای سايبر قابل اجرا نيست.
مسئله ديگر اين است كه بخش بزرگی از سياستمداران و حقوقدانان ما هنوز درك درستی از اين فضای جديد پيدا نكردهاند و نمیدانند كه چه اتفاقی در حال رخدادن است. سرعت عجيبی هم دارد. از زمان تاسيس اولين وبلاگفارسی شايد هنوز 2سال هم نمیگذرد. ما چگونه میخواهيم با اين مفاهيم جديد و بیسابقه برخورد كنيم و برای آن يك سلسله دستورها هم وضع كنيم؟
ما بايد در اين زمينه عرف اجتماعی شكل بگيرد. بعضی گمان میكردند آزادی موجود در فضای سايبر، فساد آفرين است، اما شما ببينيد در ميان اين 4000وبلاگ چندتا خلاف اخلاق است و چقدر مراجعه كننده دارد. بايد دانست سازمان اجتماعی راه خودش را پيدا میكند. دولت بايد اجازه دهد عرف شكل بگيرد و ايجاد مانع نكند. مسئله ديگر حقوق افراد در فضای سايبر است. به اينها بايد توجه شود. منوط كردن تاسيس سايت يا وبلاگ به كسب اجازه قبلی، ناممكن و غيرقابل اجرا است و مسائل را پيچيدهتر میكند.
پرسش و پاسخ:
خبرنگار بیبیسی: قبلا شاهد ايجاد محدوديت برای نشريات چاپی و خبرنگاران آنها بودهايم الان شاهد همان محدوديتها برای نشريات الكترونيك هستيم ارزيابی شما از اين موضوع چيست؟" " وقتی شما بر سايتهای با نام و نشان فشار بياوريد نتيجهاش افزايش سايتهای بینام و نشان است. وقتی شما بر كسانی كه حاظرند مسئوليت مطالبشان را بپذيرند فشار آوريد، آنها را سمتی سوق میدهيد كه حاظر نباشند مسئوليت بپذيرند.
دكتر آشنا: همان طور كه ناشران نشريات الكترونيك هم اعم از بینام و نشان و با نام و نشان، در حال تجربه كردن اين فضا هستند، قوه قضاييه هم در حال تجربه كردن است. ما بايد يك عملكرد تجربی و آماتوری در حوزه فضايی موجه با نشريات الكترونيكی موجه هستيم اما اين كه چه خواهد شد، من معتقدم وقتی شما بر سايتهای با نام و نشان فشار بياوريد نتيجهاش افزايش سايتهای بینام و نشان است. وقتی شما بر كسانی كه حاظرند مسئوليت مطالبشان را بپذيرند فشار آوريد، آنها را سمتی سوق میدهيد كه حاظر نباشند مسئوليت بپذيرند. در صورت ادامه اين وضع، ما با يك پديده استثنايی در تاريخ مطبوعات جهان مواجه خواهيم شد. يعنی ما با نشرياتی مواجه خواهيم بود كه هم نويسنده و هم خواننده هردو میدانند كه چه كسی مینويسد. فقط قابل اثبات فضايی نخواهد بود و « حاكميت» غيرخودی تلقی میشود.
سوال يك دانشجو: آيا اين كه روزنامههای سايبر توسعه نيافتهاند ناشی از نبود متخصصان است يا نبود قانون؟
دكتر شكرخواه: هردو به اضافه نداشتن خطهای پرقدرت و پهنای باند كافی.
سوال يك شركت كننده: در مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بندهايی به نحوه فعاليت ISPها اختصاص يافته است. نظر شما چيست؟
دكتر حری: در اين نشست بحث بر سر قابليتهای قانونگذاری در مورد پديده است نه اين كه آيا اين مصوبه قابليت اجرا دارد. چون اجرا شدن آن بستگی به شرايط جامعه دارد.
سعيد سعادت: اگر از ISPها خواسته شود كه logfileها را در اختيار دولت بگذارند حريم خصوصی افراد نقض خواهد شد و در نهايت آزادی افراد محدود میشود.
دكتر شكرخواه: در مورد ISPها بحث در دنيا زياد است در مورد فرانسه من خبر دارم كه دولت، فيلترينگ را از ISPها گرفت و خود دولت اين مسئوليت را تقبل كرد. طبق ضوابط ايران، دسترسی به Logfile با حضور 9 نماينده داده شده است. البته اين بحث در جهان هنوز مطرح هست.
سوال شفاهی يكی از حضار: شما همه میگوييد اقدامات و تصميمات دولت يا قوه قضاييه يا ديگر نهادها اشتباه بوده است. پس اين متخصصينی كه در زمينه سايبر هستند چه جوری میتوانند نقش داشته باشند؟
دكترشكرخواه: من قبلا هم گفتهام كه بايد پيشنويس اوليه قوانينی كه در زمينه سايبر میخواهد تصويب شود منتشر گردد تا افراد صاحبنظر درباره آن نظر بدهند.
در نبود قانون، افراد ضرر میكندد و در صورت وجود قوانين نادرست، ضرر افراد بيشتر است. من نمیدانم كه بعنوان يك معلم چه كار ديگری از من بر میآيد جز اين كه بگويم قوانين را قبل از تصويب، مطرح كنيد و در باره آن رايزنی كنيد.
بسياری از قطعات نرمافزاری ايران میتواند از نظر كيفيت در دنيا برتر باشد ولی چون قوانين مناسب نداريم نمیتوانيم. كپیرايت نمونه بارز آن است.
آذرماه 82 اجلاس سران جهان درباره «جامعه اطلاعاتی» در ژنو برگزار میشود. ما در ايران 2 سمينار گذاشتيم آذر ماه 81 و شهريور 80، ما جز كار كارشناسی كار ديگری نمیتوانيم بكنيم. من مطمئنم كه اجلاس آذرماه امسال به سرعت برق و باد فراخواهد رسيد و خواهد گذشت و ما به اجلاس 2005 تونس خواهيم رسيد. هر قانونی در اين دو اجلاس تصويب شود شامل حال ايران هم خواهد بود. در اين ترديد نكنيد، ما میتوانيم سالها صبر كنيم اما نمیتوانيم بگوييم در برابر اين قوانين تسليم نمیشويم.
خوب اگر اينطور است قوانين ايكائو را هم نبايد بپذيريم، وام هم از بانك جهانی نبايد بگيريم.
كشورهايی در اين عرصه برنده هستند كه روايت خودشان را از مفهوم" cyber" جلو ببرند. چيزی كه ممكن است در ايران جرم نباشد در آن قوانين جرم قلمداد كنند.
البته در خود هيئت دولت ايران هم اتفاقات بزرگی رخ داده است. من يكطرفه قضاوت نمیكنم. طرح تكفا اتفاق بزرگی در ايران است. بايد راجع به آن بحث كنيم، طرحی كه 800ميليارد بودجه آن است. منتهی با كمال تاسف، با اين مسائل بسيار تشريفاتی و فرمايشی برخورد میشود. بنده اگر به شخص خودم بود اصلا تمايل به حضور در چنين شويی را نداشتم چون جای حل مسئله نشريه سايبر و الكترونيك در اين فضا نيست. اين جمعيت، كاملا علاقمند بوده كه به اينجا آمده است. ما بايد فرصتهای بيشتری ايجاد كنيم تا اين موضوع را بومی كنيم و فعاليتهای ديگری كه جايش خالی است.
بعد از راه اندازي سوند بلاگ هاي فارسي يا همان وبلاگهاي صوتي فارسي اكنون نوبت به راه اندازي راديو بلاگها يا podcasting اينترنتي به زبان فارسي بر روي اينترنت رسيده است ، ايراني ها استعداد بزرگي در مورد توليد نرم افزارهاي اينترنتي و توليد محتوا در اينترنت دارند كسب رتبه سوم وبلاگهاي جهان شاهدي بر اين مدعا است رسيدن به رتبه سوم در ميان كاربران شبكه orkut نيز افتخار ديگري براي ايرانيان در عرصه سايبر اسپيس به شمار مي رود . »»
اما اين بار استعداد ايرانيان در اينترنت وارد عرصه جديد و در عين حال چالش بر انگيزي شده است .راديو و تلويزيون در ايران همواره در انحصار دولت بوده و حتي تاسيس يك شبكه راديويي و يا تلويزيون كابلي در محدوده يك دانشگاه هم تجمل نشده است چه برسد به اجازه تاسيس تلويزيون خصوصي در ايران. شايد به همين دليل بود كه مدتي پيش بهروز افخمي كارگردان ايراني تصميم گرفت يكي شبكه تلويزيوني را در لندن راه اندازي كند . و شايد به همين دليل باشد كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اجازه داده كه تلويزيونهاي فارسي زبان در ايران دفتر نمايندگي تاسيس كنند
در هرصورت رسانه يا پديده اينترنت همان طور كه تا حالا خود را بر عرصه رسانه اي ايران تحميل كرده اين برا قالب جديدي را براي خود بر گزيده كه ممكن است بحث هاي جدي سياسي و قانوني را در كشور بر انگيزد
خبر چه بود ؟
اولين شبکه رادیو بلاگ فارسى podcasting راه اندازى شد . خبر به همين كوتاهي بود
شبکه پادکستينگ ايران اولين شبکه تهيه و توليد پادکست هاي فارسي است که توسط شرکت اطلاع رساني همکاران سيستم راه اندازي شده و حمايت مي شود ، هدف اين شبکه ارائه خدمات، آموزش ها، ابزار و محتواى فارسى بر اساس فناورى مبتنى بر انتقالصوت در اينترنت به ايرانيان و فارسى زبان ها اعلام شد .
در ابتدا، اين شبکه با تهيه چند مقاله از يکى ازوب سايت هاى تخصصى تجارت الکترونيک با اين هدف که افرادنابينا و کم بينا نيز بتوانند از محتواى فارسى ايجاد شده در اين وب سايت استفاده کنند، بوجود آمد و در حال حاضر از معدود پادکست هاى فارسى موجود در شبکه اينترنت در همين وب سايت قابل دسترس هستند.
به گفته طراحان اين سيستم مزايا و موارد استفاده پادکستينگ بسيار گسترده است و مى تواند شامل موارد زير باشد:
1- ايستگاه هاى راديوى اينترنتى شخصي. با کمترين هزينه و توسط يک دستگاه رايانه شخصى مى توان ايستگاه راديوى شخصى ايجاد کرد و به علاقمندان، مطالب مفيد ارائه کرد.
2- آموزش الکترونيکى و غير حضوري. انواع آموزش هاى راه دور مثل آموزش زبان و ساير آموزش هائى که نياز به توضيح شفاهى دارد.
3- کتاب خوانى
4- شعر و شاعري. شاعر هاى جوان مى توانند به راحتى اشعار خود را با کمترين هزينه منتشر کنند.
5- پخش موسيقى
6- تبليغ خدمات و محصولات. معرفى محصولات و خدمات با جذابيت بسيار بالا که به راحتى توسط تيم هاى بازاريابى و فروش شرکت ها و سازمان ها، قابل تهيه و انتشار خواهند بود.
7- ارتباطات مردمى و روابط عمومي. بهترين راه معرفى خدمات سازمانهاى دولتى به مردم، حفظ
ارتباط و اطلاع رسانى مناسب به استفاده کنندگان خدمات شرکت ها و سازمان هاى بزرگ و دولتى توسط اين روش با کيفيت و جذابيت بيشترى ارائه خواهد شد.
8- رپورتاژ و گزارش گرى
9- تفريح و سرگرمى - جک و لطيفه، فال، مسابقه ...
10- موارد استفاده کودکان. انواع آموزش ها، قصه گوئى، تفريحى و غيره.
پادکستينگ چيست؟
پادکستينگ يک روش ارائه محتوا در اينترنت است که بر مبناى فايل هاى صوتى کار مى کند. مانند ساير روش هاى ارائه اطلاعات به صورت فايل هاى صوتى مثل Radio Broadcasting و Online Audio/Video streaming که بر اساس ارسال فايل هاى صوتى کار مى کنند، روش پادکستينگ نيز اساسا شبيه همين روش ها است ولى چند تفاوت عمده و متمايز کننده دارد:
1- پاد کستينگ بر خلاف ساير روشهاى ارائه محتواى صوتى که به روش Push Technology کار مى کنند، بر اساس روش Pull Technology است. يعنى، در اين روش، مصرف کننده بر اساس تقاضاى مشخص خود، به محتواى وب دسترسى دارد و مانند راديو، مطالب به او تحويل داده نمى شود بلکه او آنها را بر اساس نياز خود تحويل گرفته و مصرف مى کند.
2- در اين روش، مصرف کننده محتواى مورد نظر را توسط دستگاه هاى پخش غير از کامپيوتر استفاده مى کند و در زمان استفاده، نيازى به دسترسى به کامپيوتر نيست. معمولا دستگاه هاى استفاده از پادکست ها بسيار کوچک و قابل حمل است و کاربر در هر زمان و مکانى قادر به استفاده از محتواى صوتى خواهد بود. بنا براين، شرايط گوش دادن به پادکست ها مى تواند بسيار راحت باشد، مثل زمان کوه پيمائى، رانندگى، استراحت و غيره که مى تواند تاثير بهترى بر شنونده نيز داشته باشد.
3- محتوا پس از دريافت از اينترنت، بدون نياز به ارتباط با اينترنت، قابل استفاده خواهد بود در
حالى که در ساير روشها، نياز به ارتباط اينترنتى براى استفاده از محتوا وجود دارد.
4- در اين روش، امکان شنيدن هر بخش از محتوا، جلو و عقب بردن آن، شنيدن محدوده خاص از محتوا و ساير کنترل ها از طرف کاربر ممکن است. کاربر به هر تعداد بار که بخواهد مى تواند محتوا را گوش دهد در حالى که در راديو اينترنتى، چنين امکانى به خودى خود وجود ندارد.
5- در اين روش، نيازى به مراجعه به وب سايت هاى مختلف براى دسترسى به انواع محتويات نيست و با تنظيم نرم افزار مخصوص اين کار، کپى محتوا به دستگاه پخش آن بطور اتوماتيک انجام شده و کاربر هميشه آخرين و جديد ترين اطلاعات را در دستگاه پخش محتواى صوتى خود خواهد داشت.
راهنماي راديو بلاگ ايراني
در حال حاضر وب سايت تخصصى www.podcast.ir به ارائه خدمات و آموزش در اين زمينه پرداخته و در اين وب سايت دسترسى به انواع اطلاعات در مورد اين فناورى فراهم گرديده است. همچنين محل مناسبى براى بحث و گفت و گو در اين مورد در وب سايت تخصصى www.podcastingtalk.ir که در حال راه اندازى است، وجود دارد و علاقمندان مى توانند نظرات خود را با ديگران به اشتراک گذاشته و جواب بسيارى از سوال هاى خود را بيابند. البته هر دو وب سايت بسيار جوان هستند و محتواى آنها در حال تکميل است.
همان گونه که وبلاگ نويسى بصورت يک موج محرک و انقلابى در اطلاع رسانى و توليد محتوا در
اينترنت بود و هم اکنون درصد بالائى از محتواى فارسى موجود در اينترنت نيز در وبلاگ ها قرار
دارد، فناورى پادکستينگ نيز موج جديد دنياى اطلاع رسانى اينترنتى خواهد بود و دير يا زود
همه درگير آن خواهند شد.
با توجه به تازه بودن اين فناورى، نياز بسيار زيادى براى فعال شدن متخصصين ايرانى در جهت
توليد محتواى فارسى با ساختار پادکست وجود دارد و اميدواريم اين اولين گام بتواند تاثير مثبتى در اين زمينه بگذارد و علاقمندان بيشترى جذب اين موضوع شوند و شاهد افزايش ابزار و وب سايت هاى ارائه کننده خدمات و اطلاعات در اين زمينه باشيم.
ساير وب سايت هاي خارجي با پادکست ها، ابزار و اطلاعات مناسب:
http://www.podcastcentral.com/
http://www.g4techtv.com/
http://www.technorati.com/tag/podcast
http://www.podcastalley.com/
http://podcasttuner.com/
http://www.godcast.org/
http://www.gdayworld.com/podcast/index.php/
http://www.digitalpodcast.com
چگونه به پادکست ها دسترسي پيدا کنيم؟
براي استفاده از پادکست هاي موجود در اينترنت، مراحل زير را انجام دهيد:
1- نرم افزار جمع آوري پاد کست ها را که بر اساس فناوري RSS 2.0 کار مي کند در کامپيوتر خود نصب کنيد. يکي از بهترين آنها که من آن را تست کرده ام و خوب کار مي کند، بصورت رايگان در اين آدرس وجود دارد.
2- آدرس پادکست مورد نظر خود را در نرم افزار اضافه کنيد و کليد Check Selected Feed را فعال کنيد.
3- مي توانيد نرم افزار را طوري تنظيم کنيد که در زمان هاي مشخصي اقدام به دريافت فايل هاي جديد و به روز شده نمايد
پس از دريافت پادکست، امکان شنيدن آن در نرم افزار مخصوص پخش فايل هاي صوتي نصب شده در رايانه شما، وجود خواهد داشت. چنانچه نرم افزار iTune را قبلا نصب کرده باشيد، بهترين ابزار براي مديريت پادکست ها و سپس انتقال آنها به دستگاه iPod خواهد بود. iTune به همراه نرم افزار QuickTime player در آدرس زير قابل دريافت است:
http://www.apple.com/quicktime/download
بازتاب رسانه اي راديو بلاگ ايراني
با اينكه اين خبر بسيار جديد و تازه است اما به سرعت در وبلاگها و سايتهاي فناوري اطلاعات منتشر شد
آنطور كه شبكه "كام تونت " نوشته : تکنیک یا شیوه جدیدی در حال متولد شدن است که بجای برادکستینگ به معنای پخش رادیویی، میتواند برای عموم مردم پخش شود اما در این شیوه، از روش معمول پخش رادیویی هوایی استفاده نمیشود بلکه اینترنت بعنوان محیط رسانه عمل میکند.
www.ComeToNet.com و به نقل از آسوشیتدپرس، کرایگ پاشت، بعد از آنکه درسش را در رشته طراحی نرم افزار در کالج تمام کرد به کار پخش پادکستینگ PodCasting پرداخت. شیوه جدیدی که به سرعت همه گیر میشود. او هر روز برنامه هایی را برای توده مردم آماده و عرضه میکند و اینکار را با تک کامپیوتر خانه خود انجام میدهد. شنوندگان او، برنامه هایش را در دستگاه iPod خود یا سایر پخش کننده های موزیک دان لود کرده و گوش میکنند. پادکستینگ با عمری کمتر از یکسال به همه امکان میدهد تا تنها با یک دستگاه کامپیوتر و بدون هزینه اقدام به راه اندازی برنامه های رادیویی کنند همانگونه که وب به روزنامه نگاری اینترنتی کمک شایانی کرد، انتظار میرود که پادکستینگ هم به پخش برنامه های رادیویی کمک کند. چون هزینه پخش برنامه رادیویی با این روش به صفر میرسد، هرصدایی و در هرجایی قابل پخش و شنیدن است. برنامه های پادکستینگ میتواند در هر زمینه ای باشد و آنرا میتوان در هر جایی و هرزمانی شنید. برخلاف برنامه های رادیویی معمول، برنامه های پادکستینگ را میتوانید به جلو و عقب برده و پخش آنرا متوقف کنید و حتی برخلاف رادیوهایی اینترنتی نیازی نیست تا درکنار کامپیوتر باشید تا بتوانید از برنامه استفاده کنید. فعلا تعداد 800 مورد در حال پخش پادکستینگ هستند که روزانه به تعداد آنها افزوده میشود.
بسياري از بلاگرهاي ايراني هم از پايين بودن سرعت خطوط اينترنت در ايران به عنوان اصلي ترين مشكل خود در دسترسي به پاد كستينگ ياد كرده اند
سوال اساسي
سوال اساسي اين است : آيا در آينده نزديك شاهد راه اندازي دهها و صدها راديو بلاگ ايراني خواهيم بود ؟ در اين صورت چه پيامدهاي رسانه اي و سياسي و اجتماعي براي اين پديده متصور خواهد بود؟
سوتيتر ها :
ايراني ها استعداد بزرگي در مورد توليد نرم افزارهاي اينترنتي و توليد محتوا در اينترنت دارند كسب رتبه سوم وبلاگهاي جهان شاهدي بر اين مدعا است
پادکستينگ يک روش ارائه محتوا در اينترنت است که بر مبناى فايل هاى صوتى کار مى کند
شبکه پادکستينگ ايران اولين شبکه تهيه و توليد پادکست هاي فارسي است که توسط شرکت اطلاع رساني همکاران سيستم راه اندازي شده و حمايت مي شود
سوال اساسي اين است : آيا در آينده نزديك شاهد راه اندازي دهها و صدها راديو بلاگ ايراني خواهيم بود ؟ در اين صورت چه پيامدهاي رسانه اي و سياسي و اجتماعي براي اين پديده متصور خواهد بود؟
وبلاگ و نشريات الكترونيك عنوان يكي از گروههاي پژوهشي مركز مي باشد كه فعاليتهاي تحقيقاتي خود را بر روي اين موضوعات متمركز كرده است :
سرویس های وبلاگ نویسی
نرم افزار های وبلاگ نویسی
کاربرد وبلاگ در پژوهش و آموزش
مدیریت وبلاگ
نشریات الکترونیک
روزنتها
خبرگزاریهای اینترنتی
