واقعیت این است که با پیدایش اینترنت ، بسیاری از نظریه های ارتباطات و رسانه ها، دچار دگرگونی و تحول اساسی شده است ، شاید بهتر باشد حتی نظریه های جامعه اطلاعاتی را نیز با پیدایش پدیده هایی مثل وب 3 یا وب معنایی Semantic Web ، در معرض دگرگونی فرض کنیم .
حمید ضیایی پرور
همشهری - 10 تیر 87 -
با این وجود به صراحت باید گفت ساختار آکادمیک و دانشگاهی ایران به خصوص در بخش علوم ارتباطات به شدت در برابر این تغییرات مقاومت می کند . بررسی دقیق دلایل این مقاومت نیازمند یک مطالعه علمی و تحقیقی است اما به طور پیش فرض می توان حدس زد که قدمت این دانشکده ها ، مسن بودن بخش عمده ای از اساتید ارتباطات و آموزش های کلاسیک آنها بخش عمده ای از این دلایل هستند . شاید به همین دلیل است که در یک دانشکده مشهور ارتباطات ، استادی وبلاگ را اساسا رسانه نمی داند و در دانشکده دیگری استاد برجسته روش تحقیق ، منابع اینترنتی را حتی اگر از وب سایت معتبر یک دانشگاه بزرگ دنیا باشد ، قابل استناد علمی نمی شناسد . بر همین مبنا است که دانشکده های مذکور در برابر هر گونه تحول ونوآوری به خصوص تغییر محتوای دروس و یا راه اندازی گرایش های جدید مبتنی بر فناوری اطلاعات مقاومت می کنند و تا وقتی ریش و قیچی دست آنها است این وضعیت بر همان مدار می چرخد .
یکی از مهم ترین مثال های بارز این مدعا ، تاخیر در ورود سایبر ژورنالیسم یا روزنامه نگاری الکترونیک و تخصص های نزدیک به آن مانند روابط عمومی الکترونیک به این دانشکده ها است . امروزه در دانشگاههای بزرگ و پیشرو دنیا رشته های بین رشته ای یا Interdiciplinary از رشد و گسترش خاصی برخوردارند . برای نمونه در یکی از دانشگاههای متوسط آمریکا بیش از 35 گرایش بین رشته ای در رشته ارتباطات وجود دارد ، خاصیت این رشته ها این است که از ترکیب معقول و هدفمندی از چند رشته علمی مرتبط با هم تشکیل شده است . مثلا از ترکیب معماری ، ارتباطات و گرافیک می توان رشته جدیدی ایجاد کرد ، از ترکیب علوم رایانه و فناوری اطلاعات با علوم ارتباطات نیز رشته جدیدی شکل گرفته است ، همین ترکیب در رشته های روابط بین المللی ، علوم سیاسی ، ژئوپلیتیک و مهندسی با رشته ارتباطات نیز شکل گرفته است ، این رشته های جدید متخصصین جدید و چند مهارتی تربیت می کند که دقیقا قادر به پاسخگویی به نیازهای بازار می باشند .
اما نگرش تک بعدی حاکم و محدود شدن رشته های ارتباطات در دانشگاه های ایران باعث شده تا مثلا فارغ التحصیلان این رشته ها به محض استخدام در یک رسانه مجبور باشند یک دوره آموزش های فشرده کاربردی جدید را تحت نظر خود رسانه فرا گیرند . برخی رسانه ها بر همین مبنا اقدام به راه اندازی بخش آموزش کرده اند . امروزه اگر یک متخصص روزنامه نگاری و ارتباطات قادر به استفاده از تکنیک ها و مهارتهای روزنامه نگاری الکترونیک نباشد حتی در ساختار روزنامه ها و رسانه های سنتی موجود نیز نمی تواند به درستی کار کند چرا که انجام وظایف و ماموریتهای روزمره یک ژورنالیست در رسانه های امروز ایران متکی به آموزش ها و مهارتهای کار با شبکه های رایانه ای و اینترنتی است .
واقعیت تاسف انگیز دیگر این است که ذهن دانشجویان و فارغ التحصیلان ارتباطات دانشگاهها آکنده از نظریه هایی است که عمر آنها حد اقل چند دهه است به سر آمده و بیشتر به درد تاریخ ارتباطات می خورد نه نظریه های کاربردی برای درک ماهیت و ساز وکار رسانه های جدید . امروز با آمدن وب 2 و 3 ، مفهوم مخاطب ، گیرنده پیام ، تولید کننده پیام ، کانال ، دروازه بانی خبر ، سبک های خبر نویسی و تاثیرات رسانه ها به کلی دگرگون شده است ، اما ادبیات ارتباطی جدید نیز در حوزه داخلی ایران چندان غنی نیست ، تعداد کل آثار تالیفی و ترجمه ای در این حوزه از تعداد انگشتان دو دست فراتر نمی رود . مقاومت بسیار شدیدی در برابر هر گونه تحول در این حوزه وجود دارد ، حتی در حوزه انجام رساله های تحقیقی ، پژوهش های درسی و فعالیتهای فوق درسی در صورتی که به گرایش های جدید و متکی بر فناورهای اطلاعاتی بپردازد ، مخالفتهایی وجود دارد . تلاش های معدود نخبگان این حوزه برای شکل گیری مراکز تحقیقاتی و آموزشی جدید با سرسختی عجیبی که گاه حالت اجماع پیدا می کند با شکست مواجه می شود .
ساختار کلان آموزش عالی نیز برای انجام تغییرات جدید به شدت متصلب و بوروکراتیک است و بیشتر حامی همان تفکر حاکم است ، در واقع چرخه بسته مدار مدیریت آموزش عالی چه در سطح دولتی و چه در سطح دانشگاه های غیر دولتی و آزاد از همان قانون نانوشته حاکم تبعیت می کند . شاید به همین دلیل است که علی رغم شعارهای پر طمطراق ، هنوز دانشکده های ارتباطات از ساده ترین امکانات ارتباطی جدید بی بهره اند ، اینترنت در دروس رسمی جایی ندارد و در واحدی درسی به نام کامپیوتر ، داس و ویندوز آموزش می دهند .
فناوری اطلاعات این امکان را فراهم آورده که حتی دروس در بستری الکترونیک تدریس شوند ، تمرین عملی روزنامه نگاری به عنوان مهارت عملی می تواند در چارچوب یک نشریه آنلاین انجام شود ، استاد و دانشجو می توانند از طریق وبلاگ درسی با هم ارتباط داشته باشند ، پژوهش های کلاسی می تواند بر روی وب سایت دانشگاه ارایه شود ، کاغذ ، جزوه نویسی و وایت بورد می تواند حذف شود ، حتی سوالات آزمون می تواند بر روی وب منتشر شود ،اگرچه برخی از اساتید در حال حاضر حتی بعد از امتحان نیز از انتشار سوالات آزمون بر روی وبلاگ دانشجویان ناراحت می شوند ! ، پژوهش های دانشگاهی در رشته ارتباطات می تواند با نگاه به تحولات تکنولوژیک جامعه از جمله تاثیرات اینترنت ، تلفن همراه ، ماهواره ، شبکه های رایانه ای و فناوری های اطلاعاتی ، هر چه بیشتر کاربردی شود ، حتی چالش های سیاسی و اجتماعی و آسیب های ناشی از ورود و کاربرد این فناوری ها می تواند موضوع دهها تحقیق و رساله باشد ، پایان نامه های دانشجویی می تواند از کنج کتابخانه ها خارج شده و وارد فضای وب شود و دسترسی به آن برای همگان تسهیل شود . اشتراک دانش و خاصیت تراکمی علم از همین جا شکل می گیرد ، اما این تحولات با ساختار فعلی امکان پذیر نیست . البته برخی دانشگاهها همچون دانشگاه جامع علمی و کاربردی که نگرش به روز تری بر آنها حاکم بوده و نیازهای بازار را سریع تر درک کرده اند در حرکت به این سمت موفق بوده اند ، با این وجود به نظر می رسد توجه به موضوع بین رشته ای ها در رشته ارتباطات علاوه بر فواید فراوانی که برای کاربردی تر کردن این علوم دارد به خارج شدن این رشته از دایره علوم نظری محض کمک کرده و با بهره گیری از فرصت تاریخی پیوند با فناوری اطلاعات و ورود به حوزه علوم مهندسی و فنی می تواند جهشی تاریخی را در کارنامه خود به ثبت برساند .
شاید وقت آن رسیده باشد که کنفرانسی علمی برای بازنگری رشته های ارتباطات در ایران مبتنی بر تحولات جدید به خصوص فناوری اطلاعات برگزار شود تا با همفکری همه صاحب نظران ، زمینه برای تغییرات مثبت و کاربردی تر کردن رشته ارتباطات و آموزش رسانه در ایران ایجاد شود .
پروفسور يحيي كمالي پور، در حال حاضر استاد و رئيس دپارتمان «ارتباطات و هنرهاي خلاق» در دانشگاه پوردوي آمريكاست. حوزه تحقيقات او شامل جهاني سازي، ارتباطات بين المللي، روابط عمومي و تبليغات و فناوري هاي جديد ارتباطي است.
او داراي حداقل ٢١ جلد كتاب در زمينه ارتباطات به زبان انگليسي است، تاكنون ٢ جلد از كتاب هاي او در ايران به زبان فارسي منتشر شده است كه كتاب هاي «جنگ،رسانه ها و تبليغات» و «رسانه هاي آمريكا و خاورميانه» از آن جمله است.
كمالي پور كه اصالتا كرماني است و به قول دوستانش، انگليسي را با لهجه كرماني حرف مي زند، بنيانگذار گلوبال مدياژورنال، انجمن ارتباطات جهاني و انجمن بين المللي روابط عمومي و سردبير ٤ نشريه بين المللي در زمينه ارتباطات است. سال گذشته در دانشگاه هاي مختلف ايران از وي به عنوان استاد برجسته ارتباطات رسما تقدير به عمل آمد. آنچه پيش رو داريد متن گفتگوي صميمي او با خبرنگار خراسان است كه در دفتر تحريريه خراسان در تهران صورت گرفته است:
س- سواد رسانه اي به چه معنا و مفهومي است؟ و اين مفهوم چه جايگاهي در علوم ارتباطات دارد؟
ج- سواد رسانه اي، به طور خيلي ساده يعني يك بيننده بتواند كدهايي را كه از طريق تصوير، صدا و نوشته توسط رسانه ها به او منتقل مي شود بفهمد و درك بكند. به عنوان مثال مي دانيم تلويزيون درميان ساير رسانه ها تاثيرگذارتر است، دليلش هم اين است كه تلويزيون يك رسانه تصويري است و تصوير تاثيرش بيش از نوشته است. در اين ميان مي توان صحبت از پرخاشگري كرد، چرا كه پرخاشگري در قالب فيلم هاي تلويزيوني بسيار نمود دارد. رسانه ها در فرآيند تهيه اخبار يا فيلم ها، پروسه خاصي را طي مي كنند، سواد رسانه اي به اين معناست كه مخاطبان بدانند آن پروسه چي هست؟ بدانند كه مثلا يك عكسي كه به وسيله يك دوربين ديجيتالي گرفته شده، مي تواند به وسيله نرم افزارهاي رايانه اي تغيير داده شود، يا اين كه اخباري كه منتشر مي شود از فيلترهاي مختلف عبور مي كند. اينها جزئي از سواد رسانه اي است، يا اين موضوع كه تاثير برنامه هاي راديو و تلويزيون بر كودكان و نوجوانان چگونه است؟ به هر حال ما در فضايي زندگي مي كنيم كه رسانه ها در آن نقش مهمي ايفا مي كنند و بر همه ما به نحوي تاثير مي گذارند، چه از نظر فرهنگي، چه سيال و چه فردي يا اقتصادي.
س- آيا سواد رسانه اي فقط به مخاطبان و گيرندگان پيام هاي ارتباطي محدود مي شود يا به توليدكنندگان و فرستندگان پيام هم مرتبط مي شود؟
ج- به آنها هم مرتبط مي شود اما تمركز سواد رسانه اي بر مخاطبان است، يعني مخاطبان بدانند پروسه توليد محتوا در رسانه ها چگونه است؟ بدانند كه همه چيز در رسانه ها، بسته بندي شده است و در قالب خاصي به آنها ارائه مي شود، يعني بدانند وقتي يك اتفاقي در طول چند ساعت در روز رخ داده و تلويزيون آن رخداد چند ساعته را در ٠٣ ثانيه ارائه مي دهد، اين خبر گزينش شده است و فقط قسمتي از آن واقعه نشان داده مي شود و كل داستان نيست.
س- سواد رسانه اي از چه سطحي در جامعه شروع مي شود؟
ج- از خانواده. پدر و مادر بايد سواد رسانه اي داشته باشند تا بتوانند با فرزندانشان درباره رسانه ها و تاثيرات آن صحبت كنند يا رفتار مناسب داشته باشند و نكات مثبت و منفي رسانه ها را با آنها درميان بگذارند، متاسفانه فيلم هاي خشن در سطح وسيعي در سينما و تلويزيون ايران رواج دارد و اين نوع توليدات، پرخاشگري را در جوانان و در سطح جامعه بالا مي برد و اين بسيار منفي است. در اين موضوع هم توليدكنندگان و هم مخاطبان بايددقت داشته باشند.
س- مقصر كيست؟
ج- هم توليدكنندگان و هم مخاطبان. وقتي مخاطبان دوست دارند فيلم هايي ببينند كه در آن خشونت و كشت و كشتار وجود دارد توليدكنندگان هم به همان سمت سوق پيدا مي كنند. لذا هر دو مقصرند.
س- در كشوري مثل ايران كه تيراژ مطبوعات اندك است و طبق آمار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ٥/١ ميليون نسخه در روز است و آمار مطالعه به طور عمومي پايين است و آمار كاربران اينترنت اندك است، پدر و مادري كه خودش روزنامه را نمي خرد و نمي خواند و به خانه نمي برد، چگونه مي خواهد به فرزندش سواد رسانه اي بياموزد؟ به جز بحث تلويزيون كه رسانه اي فراگير و سنتي است، بقيه رسانه ها، آنچنان نفوذي در جامعه ايراني ندارند، بر اين اساس وضعيت سواد رسانه اي را در ايران با توجه به وضعيت رسانه ها در اين كشور چگونه ارزيابي مي كنيد؟
ج- باعث تاسف است كه فرهنگ مطالعه در ايران، خيلي ضعيف است، من در آماري ديدم كه هر ايراني در روز، به طور متوسط ٢ يا ٣ دقيقه مطالعه مي كند، اين يك ضعف فرهنگي است، لذا حرف شما درست است پدر و مادري كه خودش خواندن و نوشتن نمي داند يا اگر مي داند، نمي خواند، نمي تواند به فرزندش سواد رسانه اي بياموزد لذا بايد از مدرسه يا حتي مهدكودك شروع كرد، اين بدان معناست كه آموزگاران نقش اساسي و حساسي دارند و بايد به اين مسئوليت اجتماعي خودشان پي ببرند و نه تنها خودشان روزنامه و مجله وكتاب بخوانند، بلكه بچه ها را هم بايد تشويق كنند كه روزنامه و مجله بخوانند، نشريات را در اختيار آنها قرار دهند، يكي از راه هاي تشويق اين موضوع، اعطاي با تخفيف روزنامه ها به مدارس و دانشگاه هاست. نيويورك تايمز چنين برنامه اي دارد. مثلا اين روزنامه، تخفيف خيلي كلي به دانشجويان ارتباطات مي دهد، اين به سواد رسانه اي خيلي كمك مي كند.
س- سواد اطلاعاتي چيست؟ چه تفاوتي با سواد رسانه اي دارد؟
ج- سواد اطلاعاتي ، بيشتر جنبه معلومات عمومي دارد، اين كه شما بدانيد اتفاقاتي رخ داده است. همچنين دانستن تكنيك هاي جستجو در دنياي اطلاعات و پيدا كردن اخبار و اطلاعات مورد نياز درميان منابع رسانه اي و اطلاعاتي، در اين چارچوب قرار مي گيرد.
مثلا يك اتفاقي رخ مي دهد، وقتي شما موشكافي مي كنيد كه بدانيد چرا اين اتفاق افتاده، دليلش چه بوده؟ چند بار اين اتفاق رخ داده است؟ اين به سواد اطلاعاتي برمي گردد. سواد اطلاعاتي مانند سواد دايرة المعارفي است. البته اطلاعات با دانش متفاوت است. دانش، يعني داشتن تصويري واضح از يك موضوع.
س- در كشورهايي كه رسانه هاي متكثر دارند طبيعتا سطح سواد رسانه اي مردم آنها بالاتر از كشورهايي است كه ٢ راديو و تلويزيون و ٠٢ روزنامه دارند. آيا اين ارزيابي درستي است يا اين كه ملاك هاي ديگري در بالابردن سطح سواد رسانه اي موثرند؟
ج- دسترسي به رسانه هاي مختلف، ضرورتا منتهي به سواد رسانه اي نمي شود، يعني نمي توانيم بگوييم چون در آمريكا چند صد روزنامه و راديو و تلويزيون وجود دارند، پس سطح سواد رسانه اي مردم آمريكا بالاتر است. همه ما از ساعت استفاده مي كنيم يا از تلفن همراه به كرات استفاده مي كنيم اما همه ما از مكانيزم ساعت يا تلفن همراه مطلع نيستيم. خيلي از ما حتي از همه امكانات تلفن همراه استفاده نمي كنيم و كار با آن را بلد نيستيم در مقابل، برخي افراد هستند كه هم مكانيزم كاركرد اين ابزار را مي دانند و هم از آن استفاده مي كنند. سواد رسانه اي يعني اطلاع نسبت به فرآيندهاي پشت صحنه توليد خبر و محتوا در رسانه ها.
س - اصولا از نظر شما آيا تلفن همراه يك رسانه است؟ و اين وسيله چه قابليت ها وكاركردهاي رسانه اي پيدا كرده است؟ و چه قابليت هايي در دنياي ارتباطات و فناوري اطلاعات به دست آورده است؟ تكنولوژي هاي زيرمجموعه تلفن همراه مثل SMS (پيامك)، MMS، GPRS يا تكنولوژي هاي جديدي كه مثلا IPHone به خدمت گرفته، چه تاثيري در اين فضا ايجاد كرده است؟ كمتر متون ارتباطي وجود دارد كه به اين قابليت ها اشاره كرده باشد، شايد بحث تلفن در كتاب هاي ارتباطات مطرح شده باشد ولي موضوع تلفن همراه و تكنولوژي هاي مرتبط با آن ظاهرا هنوز وارد ادبيات ارتباطات نشده اند؟
ج- اين فناوريها جديد هستند و آينده ارتباطات دستخوش اين تحولات است كه در تلفن همراه درحال رخ دادن است. نمونه برجسته آن گوشي آيفون است كه اخيرا در آمريكا به بازار آمده و براي خريد آن صفهاي طولاني تشكيل شده تمام كارهايي كه با كامپيوتر و اينترنت مي توانيد انجام دهيد، با آيفون هم مي توانيد انجام بدهيد. قبل از اينترنت، به رسانه هاي سنتي نگاه كنيد همه از هم جدا بودند، از گوتنبرگ شروع كنيد، راديو، تلويزيون و مجله همه جدا از هم بودند و البته بر همديگر تاثيراتي داشتند، وقتي در سال ٠٤٩١ تلويزيون ارائه شد، فعالان راديو، از اين رسانه جديد خوشحال نبودند و گمان مي كردند راديو كنار گذاشته مي شود، اما اين چنين نشد، توليدكنندگان فيلم و سينما هم همين نگراني را داشتند اما تلويزيون مشوق سينما شد.
بخشي از محتواي تلويزيون از توليدات سينمايي تغذيه شد. به اينترنت مي رسيم، محتواي اينترنت، محتواي همه رسانه هاي سنتي است، حالا به عصر آيفون وارد شده ايم، همه امكانات اينترنت در آيفون وجود دارد با اين تفاوت كه آيفون را مي توانيد حمل بكنيد و در هر جايي از آن استفاده كنيد، با آن فيلم ببينيد، تلويزيون ببينيد، مرور صفحات اينترنتي بكنيد، ايميل بزنيد و از امكانات تلفني استفاده كنيد.
در ايران ما همواره در رابطه با تكنولوژي هاي جديد جهش داشته ايم، يعني در استفاده از اين ابزارها به سرعت و برخي مواقع همگام با دنياي پيشرفته جلو آمده ايم، اين تحول مهمي است كه در دنياي ارتباطات هم تاثيرات فراواني داشته است هم در ارتباطات فردي و هم در ارتباطات بين فردي.
س- آيا تلفن همراه كاركرد رسانه را پيدا كرده است؟
ج- بله، دليلي براي پاسخ منفي به اين سوال نمي بينم.
مگر رسانه چيست؟ رسانه وسيله اي است كه با آن مي توانيم همزمان يك پيام را به تعداد زيادي از مخاطبان برسانيم. همين كار را مي توانيم از طريق تلفن همراه انجام بدهيم.
س- در حوزه رسانه هاي تصويري و ماهواره اي، همان طور كه مطلع هستيد، اخيرا ايران شبكه PressTv را راه اندازي كرد، پيشتر ايران شبكه هاي العالم، سحر و جام جم ١ و ٢ را داشت كه هركدام منطقه خاصي را پوشش مي دادند و مخاطب تخصصي داشتند، پرس تي وي را شايد بتوان اولين تلويزيون ايراني دانست كه مخاطب جهاني براي خود تعريف كرده است، با زبان انگليسي و با گرايش بين المللي هم فعاليت مي كند. اولا نفس اين رويكرد و پديده را چگونه ارزيابي مي كنيم؟ و ايران در زمينه پخش مستقيم ماهواره اي در كدام نقطه جهان ايستاده است و در اين زمينه چه نقاط ضعف و قوتي داريم؟
ج- در حوزه شبكه هاي تلويزيون ماهواره اي رقابت بسيار شديدي وجود دارد و شبكه هايي در اين عرصه مي توانند موفق باشند و مخاطب جذب كنند كه بتوانند اعتماد مخاطبان را به خود جلب كنند PressTv از نظر كيفيت و تكنيكي هنوز مثل شبكه خبر يا الجزيره يا CNN نيست ولي از نظر محتواي ارائه شده، شبيه آنها عمل مي كند. اين امكان وجود دارد كه اين تلويزيون بتواند در سطح جهاني جاي خودش را پيدا كند ولي در اينجا يك اشكال وجود دارد و آن اين است كه متاسفانه وجهه جهاني ايران، بد بوده و بدتر شده است و اين بر روي تصاويري كه از ايران به خارج ارسال مي شود تاثير منفي مي گذارد.
يعني وقتي مخاطب به منبع رسانه اي اعتماد ندارد، به خود رسانه هم اعتماد نمي كند و براي رفع اين اشكال بايد تلاش زيادي صورت گيرد.
س- ولي گردانندگان Press TV هدف خود را اصلاح همان تصوير بد از ايران نزد افكار عمومي مي دانند، اگر اعتمادي به ايران در افكارعمومي جهان وجود ندارد به خاطر تصوير بدي است كه رسانه هاي جهاني از ايران ارائه داده اند، حالا مي خواهيم با اين شبكه جديد، تصوير واقعي و خوب ارائه بدهيم تا آن تصوير ذهني عوض شود، شما مي گوييد به دليل همان تصوير ذهني، به اين رسانه هم اعتماد نمي كنند، چه جوري مي شود اين بن بست و اين دور باطل را شكست؟
ج - سوال بسيار عالي است. رسانه ها به تنهايي نمي توانند مشكلات بين المللي و سياسي را ترميم بكنند، مي توانند تاثيرگذار باشند، ولي درنهايت آنچه مهم است عملكرد دولت ها است رسانه ها فقط كانال هاي ارتباطي هستند.
اگر رسانه هاي غربي تصوير منفي از ايران ارائه مي كنند، در مقابل هم رسانه هاي ايراني، فقط تصاوير منفي از غرب را منتشر مي كنند، اين يك مشكل دوطرفه است و هيچ يك به ديگري اعتماد ندارد.
س - امروزه موضوعي به نام ديپلماسي رسانه اي مطرح است، اگر در گذشته موضوعاتي همچون جنگ رسانه اي مطرح مي شد و در آن رسانه ها، ابزاري براي تقابل بين دو كشور تلقي مي شدند الان ديپلماسي رسانه اي به معناي حل و فصل چالش هاي بين المللي از طريق رسانه ها مطرح شده است، تا چه حد مي توانيم بگوييم Press Tv يك تكنولوژي از رسانه در چارچوب «ديپلماسي رسانه اي ايران» است؟
ج- اين شبكه مي تواند در اين حوزه عمل كند به شرطي كه قدرتمندان و تصميم سازان سياسي، به طور شفاف حرفشان را بزنند و تا آنجا كه امكان دارد توازن را رعايت كنند و يك طرفه و يكسويه عمل نكنند. اما در هر حال باز هم عملكرد دولتها موثر است و رسانه ها فقط منعكس كننده رخدادها و ديدگاهها هستند.
س- در حوزه رسانه هاي سايبر و اينترنتي نيز شاهد تحولات شتاباني هستيم، ايران يكي از كشورهايي است كه به فاصله اندكي از غرب، تكنولوژي هاي ديجيتالي را اخذ كرده است، يعني الان ايران همان رسانه هاي اينترنتي را به خدمت گرفته كه غرب دارد، ممكن است سرعت اينترنت در ايران پايين باشد، ابزار مولتي مديا را نتوانيم خوب استفاده كنيم، ولي تكنولوژي رسانه هاي سايبر و اينترنتي را همزمان با غرب استفاده مي كنيم.چه فرازو نشيب هايي دراين زمينه وجود داشته است؟ وضعيت رسانه هاي سايبر در غرب و آمريكا چگونه است؟
ج- رسانه هاي ديجيتال يا سايبر، يعني آينده ، اينها آغازي از يك آينده هستند در سال هاي آينده حتي كامپيوتر و كي برد در مقابل شما نخواهد بود،احتمالا يك صفحه نامرئي برروي ديوار اتاق خواهد بود كه مثل يك تابلوي هوشمند عمل مي كند هر موقع لازم داشتيد از آن استفاده مي كنيد و هر موقع نياز به آن نداشتيد تبديل به يك تابلو از يك منظره قشنگ مي شود.
رسانه هاي مكتوب به شدت تحت تاثير اين رسانه هاي جديد قرار گرفته اند، تيراژ روزنامه ها و مجلات در كشورهاي غربي و ازجمله آمريكا پايين رفته است، درآمد روزنامه ها كاهش پيدا كرده است اكثر مطبوعات مجبور شده اند بر روي اينترنت حضور يابند،صحبت از اين است كه آيا رسانه هاي نوشتاري به صورت فعلي ،خواهند ماند يا نه؟ تا جايي كه من مي توانم پيش بيني كنم، قضيه به اين صورت خواهد بود كه رسانه هاي مكتوب، باقي خواهند ماند اما شكل و محتواي آنها دگرگون خواهد شد. محتواي آنها كمتر و فشرده تر خواهد شد ، احتمالا اندازه آنها كوچك تر خواهد شد و پوشش آنها كمتر خواهد شد و بر يك ناحيه جغرافيايي به خصوص تمركز خواهند كرد مانند تهران و هر منطقه از تهران يك روزنامه محلي خواهد داشت كه براي دست يافتن به اطلاعات بيشتر به اينترنت ارجاع داده خواهد شد.
س -همين جا من مي خواستم اين سوال را مطرح كنم كه روزنامه خراسان با توجه به پايگاه قديمي اش در استان خراسان و اين كه قديمي ترين روزنامه محلي ايران به شمار مي رود و در حال حاضر به صورت سراسري منتشر مي شود، چه قابليت هايي براي توسعه دارد؟ به خصوص با توجه به تحولي كه به آن اشاره مي كنيد،آيا اين ويژگي ها مي تواند به عنوان يك نقطه قوت براي اين رسانه مطرح شود؟
ج -صد درصد . مردم و مخاطبان به طور كلي دوست دارند كه بدانند در ناحيه خودشان چه مي گذرد. هر چه فاصله خبر با محلي كه مخاطب در آن زندگي مي كند كمتر باشد جذابيتش بيشتر است روزنامه خراسان از اين نظر داراي توانمندي فراواني است در ارتباطات ، به اين مسئله «ارزش مجاورت» گفته مي شود.
در رسانه هاي سايبر هم مي توان بر مسائل خاص يك منطقه تمركز كرد اين از نظر تبليغات بازرگاني هم بسيار موثر است چون فاصله آگهي دهنده با مشتري كاهش مي يابد.
س- شبيه كاري كه شما با «نشريه جهاني رسانه» در دانشگاهتان انجام داده ايد و براي هر منطقه يك نسخه خاص آنجا منتشر كرده ايد؟
ج -بله، دقيقا ، آنچه من مي گويم، در سطح جهاني پياده كرده ايم و به همين دليل اين الگو موفق بوده و در عرض ٥ سال ٠١ ورژن مختلف از اين نشريه جهاني در سراسر دنيا منتشر شده و نسخه هاي جديدتري هم در راه است و احتمالا در ٥ سال آينده ٠١ نسخه ديگر به آن اضافه مي شود.
س -در مورد پديده هاي جديد دنياي سايبر ژورناليسم مثل روزنامه نگاري شهروندي يا وبلاگ نويسي چه ديدگاهي داريد؟ آيا در محافل آكادميك اين نوع از روزنامه نگاري به رسميت شناخته شده است؟
ج -نمي شود همه اينها را در يك سبد گذاشت، برخي وبلاگ ها متعلق به دنياي ژورناليسم هستند و حتي نويسندگان آنها روزنامه نگار و خبرنگار هستند و تجربه حرفه اي دارند و بسياري از اين وبلاگ ها هم متعلق به كساني است كه تجربه روزنامه نگاري ندارند ولي به هر حال تكنولوژي هاي جديد به هر فردي اجازه داده كه خبرنگار و روزنامه نگار باشد، يكي از مشكلاتي كه در رابطه با وبلاگ ها وجود دارد، شايعه پراكني است. واقعا كسي نمي داند كه اين خبري كه از طريق وبلاگ ها منتشر شده از كجا سرچشمه گرفته است؟
س -يعني به اعتقاد شما اعتبار منبع در وبلاگ ها زير سوال است؟
ج - بله، هنوز مردم آن اعتمادي كه بايد به وبلاگ ها داشته باشند ندارند، از سوي ديگر وبلاگ ها، تعدادشان زياد است. حتي در جايي خواندم كه ايران بالاترين تعداد وبلاگ را در خاورميانه دارد.در اين عرصه ،تنها وبلاگ هايي مي توانند فعال باشند كه خلاءهاي اطلاع رساني جامعه را شناسايي و پر كنند و آن چيزي كه رسانه هاي اصلي منعكس نمي كنند، منتشر كنند . از اين جهت ،كاركرد وبلاگ ها مي تواند مثبت باشد و وبلاگ ها از اين زاويه، رسانه هاي ديگر را وادار مي كنند كه شفاف تر و كامل تر اطلاع رساني كنند.
س -آيا وبلاگ ها دايره دروازه باني خبر در رسانه ها را فراتر كرده اند؟
ج -موافقم، حتي برخي روزنامه ها، سوژه هاي خبري خود را از وبلاگ ها مي گيرند
س -در مورد شكاف ديجيتالي و مشكل موجود در اين زمينه چه نظري داريد؟ با توجه به اين كه اخيرا گزارشي از سوي واحد اقتصادي موسسه اكونوميست منتشر شد و ايران را در ميان ٤٦ كشور در رده آخر اعلام كرد، اين چه پيامي مي تواند داشته باشد؟ اين شكاف ديجيتالي ناشي از چيست و چرا قابليت هاي it و ict براي توسعه درك نشده است؟
ج -شكاف ديجيتالي «Digital Gap» فقط در سطح جهاني مطرح نيست، همين شكاف مي تواند در سطح استاني و محلي مطرح باشد، مي تواند در سطح طبقات اجتماعي مطرح باشد، خيلي از افراد سواد رسانه اي ندارند، بسياري از مردم دسترسي به اينترنت ندارند، حتي كامپيوتر ندارند. اين خودش، باعث ايجاد شكاف اطلاعاتي و ديجيتالي مي شود. آنهايي كه دسترسي دارند و امكان خريد كامپيوتر دارند، قدرت مالي پرداخت هزينه هاي دسترسي به اينترنت را دارند،سواد ديجيتالي دارند و مهارت لازم را دارند و آنهايي كه اين امكانات و توانمندي ها را ندارند، اين يعني شكاف ديجيتالي. در دنياي معاصر، بيش از ٠٥ درصد از مردم جهان حتي يك بار از تلفن هم استفاده نكرده اند. شكاف مذكور هر روز عميق تر مي شود. دركنار آن شكاف داراها وندارها وجود دارد.اين يك زنگ خطر براي كشور و براي دنيا است.
س - درمورد ايران وضعيت چگونه است؟
ج -اين يك مشكل مهم است. استفاده از رايانه و دانش رايانه اي بايد از دبستان شروع بشود و اين وسيله بايد در دسترس دانش آموزان قرار بگيرد و نحوه استفاده صحيح از اين وسيله بايد به آنها آموزش داده شود. اين خودش كمك مي كند كه توسعه فرهنگي و اقتصادي به دست آيد و شكاف ديجيتالي موجود پر شود.
س -رسانه هاي جريان اصلي با رسانه هاي آلترناتيو چه تفاوتي دارند؟
پوششي كه رسانه هاي جريان فرعي يا جايگزين مي توانند داشته باشند، رسانه هاي جريان اصلي Mainstream Media نمي توانند بدهند چون آنها وابسته به شركت هاي بزرگ رسانه اي هستند و بيشتر همگام با آنها فعاليت مي كنند و تنوع زيادي ندارند. رسانه هاي فرعي از نظر تيراژ و اشتراك، تعدادشان كم است و در هر جايي قابل خريداري نيستند اما آنها انتقادي هستند و تنوع آنها هم زياد است و وابستگي به قطب هاي اقتصادي و رسانه اي ندارند، به همين خاطر مي توانند كاربرد بيشتري داشته باشند و از قدرت ها، ترس ندارند چرا كه حتي از نظرتبليغات تجاري وابسته به جايي نيستند ، برخي از آنها اصلا تبليغ ندارند و تنها درآمدشان از طريق فروش و اشتراك است
س - ازنظر عكاسي خبري، اين رسانه ها چگونه عمل مي كنند؟
ج- روزنامه يو اس اي تو دي اولين روزنامه رنگي آمريكا بود، دليل اين كار هم نفوذ تلويزيون بود، چون هنوز هم اكثر مردم آمريكا اخبار روزانه خود را از طريق تلويزيون دريافت مي كنند، بنابراين به خاطر اين كه روزنامه ها بتوانند با تلويزيون رقابت كنند، به سمت رنگي شدن حركت كردند ، الان اكثر روزنامه ها رنگي هستند، مقالاتشان كوتاه تر است، روي اينترنت هم هستند و به طور كلي نه تنها در آمريكا، بلكه در سراسر دنيا، تاثير تصوير و عكس، بيش از تاثير نوشته است. اين چيز جديدي هم نيست.
س -وضعيت عكاسي خبري در ايران نسبت به ساير كشورها چگونه است؟
ج -به عقيده من روزنامه هاي ايران از نظر گرافيكي، رنگ، عكس و تصوير، پيشرفت زيادي كرده اند و دست كمي از روزنامه هاي آمريكا ندارند و من ازاين زاويه ، ضعفي نمي بينم. البته روزنامه هاي ايران همه مثل هم نيستند و بايد آنها را روي يك طيف قرارداد. البته آن چيزي كه مهم تر است محتواست.
س -محور آخر سوالات ما در زمينه رشته ارتباطات در دانشگاه هاي مختلف جهان است. شما ازجمله اساتيدي هستيد كه ارتباط دائمي با دانشگاه هاي ايران داريد، «نشريه جهاني رسانه» دانشگاه پوردو به زبان فارسي هم در دانشگاه تهران منتشر مي شود، با دانشگاه علامه طباطبايي ارتباط داريد و با دانشگاه آزاد اسلامي هم ارتباط علمي خوبي داريد بنابراين شناخت كاملي از محافل آكادميك ارتباطات در ايران داريد، به عقيده شما نقاط ضعف و قوت رشته هاي ارتباطات در ايران چيست و چه پيشنهادهايي براي راه اندازي رشته هاي جديد و توليد علم دراين عرصه داريد؟
ج -نسبت به ٠١ سال گذشته وضعيت دراين حوزه بهتر است و فعاليت هاي فراواني صورت گرفته اما هنوز ضعف هاي زيادي در اين عرصه وجود دارد.رشته ارتباطات آنقدر وسيع ومتنوع است كه انتهايي براي آن نمي توان قائل شد.
در دانشگاه پوردو فقط ٠١ گرايش در سطح ليسانس در رشته ارتباطات داريم و بازهم اين گرايش ها همه زمينه هاي ارتباطات را پوشش نمي دهد اما در ايران در يك چارچوب خيلي كوچكي به آن نگاه مي كنند و به وسعت اين رشته توجه نمي شود و امكانات دانشگاه ها متناسب با توسعه اين رشته نيست، بودجه، منابع، استاد و فضاي آموزشي كافي در اين رشته فراهم نيست.
دکتر نمک دوست مدیر آموزش موسسه همشهری در ابتکار عمل کم نظیری اقدام به برگزاری نشست های تخصصی در باره روزنامه نگاری آنلاین کرده است . اولین نشست از این جلسات با شیوه ای جدید و به صورت گفتگو بین میزبانان و میهمانان برگزار شد .
گزارش همشهری آنلاین از این نشست :
نشست تعاملي روزنامهنگاري آنلاين باحضور جمعي از كارشناسان ارتباطات و روزنامه نگاري برگزار شد.
اين با محوهايي چون تفاوتهاي روزنامهنگاري آنلاين و چاپي و ابزارهاي آنها، روزنامهنگاري شهروندي و وبلاگنويسي از سوي مركز آموزش موسسه همشهري برگزار شد.
در اين نشست حميد ضياييپرور، شهرام شريف، دكتر حسن نمكدوست، دكتر يونس شكرخواه و دكتر سعيدرضا عاملي ديدگاهاي خود را در مورد روزنامهنگاري آنلاين مطرح كردند.
اين اولين نشست مركز آموزش همشهري در مورد روزنامهنگاري معاصر استكه دكتر حسن نمك دوست تهراني مسئول اين مركز به برپائي آن همت گماشت
در اين نشست؛ دكتر سعيدرضا عاملي، استاد علوم ارتباطات دانشگاه تهران در مورد تفاوتهاي روزنامهنگاري سنتي و آنلاين سخن گفت
وي گفت: روزنامهنگاري آنلاين و سنتي را ميتوان در سه قلمرو ظرفيت توليد، تعامل با مخاطب، و تفاوت عامل زمان و مكان در توليد مطلب، با هم مقايسه كرد. انتقال روزنامهنگاري فيزيكي به مجازي، ژورناليسم پراكنده به روزنامهنگاري مركزي، انتقال روزنامهنگاري آنالوگ به ديجيتال، تبديل روزنامهنگاري تك متني به روزنامهنگاري چند رسانهاي و انتقال از روزنامهنگاري وابسته به روزنامهنگاري فرامتني از جمله خصوصيات روزنامهنگاري دنياي مدرن است.
اين استاد دانشگاه ديگر تفاوت روزنامهنگاري سنتي و مجازي را در نحوه تعامل با مخاطب دانست و گفت: تفاوت عمده اين دو نوع روزنامهنگاري در ارزشگذاري بر مخاطب است. در نوع مدرن آن قدرت مخاطب به حداكثر ميرسد. فاصله واقعيت با روايت به كمترين حد خود ميرسد.
دكتر سعيد رضا عاملي از ژورناليسم وبلاگ به عنوان مفهوم تازه اين حوزه ياد كرد و گفت: به دليل رهايي از فرماليسم رسانهاي، ژورناليسم وبلاگ بوجود آمده است. از اين طريق انتقال اطلاعات سريعتر و كوتاهتر است.
از نظر دكتر عاملي روزنامهنگاري وبلاگ، رونامهنگاري ناديدههاي اجتماعي و قدرت فرديت در قلمرو روزنامهنگاري و ساده شدن روند توليد خبر است.
وي افزود: تبديل ژورناليسم وابسته به ژورناليسم آزاد، فردي به جمعي،حرفهاي به عاميانه و استفاده از زبان وبلاگي اتفاقات مهم در حوزه روزنامهنگاري وبلاگ است.
وي مسئله درآمدزا بودن وبلاگها را مهمترين چالش پيش روي حوزه روزنامهنگاري وبلاگ عنوان كرد.
در ادامه، دكتر يونس شكرخواه سردبير همشهري آنلاين با تأكيد بر اينكه براي شناخت روزنامهنگاري آنلاين بايستي تفاوت هاي مفاهيم و ظرايف و ادبيات و اصطلاحات اين حوزه را دقيقا شناخت؛ گفت: از نظر من روزنامهنگاري آنلاين ،سايبر ژورناليسم ، رورناليسم ديجيتال و روزنامه الكترونيك با هم متفاوت هستند.
روزنامه نگاري الكترونيك به نظر من همان تلويزيون و راديو است. روزنامهنگاري ديجيتال تبديل شدن دادهها به صفر و يك است و اينترنت عنصر اصلي در روزنامهنگاري آنلاين. در روزنامهنگاري سايبر برنامهنويسها و سرويس دهندگان كه براي گردش كار و فرمتهاي جديد برنامه مي نويسند هم جزو عوامل اصلي در ايجاد روزنامهنگاري سايبر هستند.
وي در بخش ديگري از سخنرانياش به تفاوت روزنامهنگاري مدرن و سنتي پرداخت و گفت: رسانهها در گذشته ارتباطي عمودي داشتهاند اما امروز علاوه بر اينكه ارتباط با مخاطب افقي شده است، صداي مخاطبان نيز در دنياي جديد رسانهها شنيده ميشود.
دكتر شكرخواه در ادامه گفت: اگر به اين فضاي جذاب و دموكراتيك كنوني در بستر اقتصادي و سياسي نگريسته شود، آسيبهاي جدي به طبيعت افقي آن وارد ميشود. مثلا تصور كنيد سرويسدهندگان تصميم بگيرند حتي فقط سالي يك دلار از كاربران خود بگيرند. اين فضا بسيار شكننده است.
مازيار ناظمي گوينده راديو وتلويزيون كه به تازگي وبلاگنويسي را آغاز كردهاست، در اين نشست گفت: پس فرست فراوان در وبلاگ نسبت به تلويزيون، شكسته شدن انحصار صدا و تصوير، استفاده از صدا، موزيك ، افكت، سكوت و... ، ضرورت تعميق سواد رسانهاي، گسترش شبكهاي براي رقابت از جمله موارد مهم در وبلاگنويسي است.
وي در سخنان كوتاهش بر ضرورت عرضه حرفهاي محتوا تاكيد كرد.
مجيد جوزاني، مدير كل امور فرهنگي شهرداري تهران، در بخشي از اين نشست در مورد چگونگي استفاده از ابزارهاي مختلف براي بيان خبر به ويژه در رسانههاي صوتي ـ تصويري سخن گفت: «يك نجار با ابزارهاي خود محصولاتي را ميسازد. مهارت استفاده از ابزار را تكنيك گويند. اين كه روي كدام كلمات در يك جمله تأكيد شود، ميتواند معاني مختلفي را به ذهن بياورد و اين همان تكنيك استفاده از ابزار است.»
وي به نقش تدوين در برنامههاي تصويري براي ارائه بهتر مطالب اشاره كرد و گفت: «تدوين به مدد كسي ميآيد كه ميخواهد خبري را بيان كند تا با كمك آن اهميت مطلب را بالا و پايين كند. در تدوين به همان پرسشهايي پاسخ ميدهيد كه يك روزنامهنگار در ليد پاسخ آنها را ميآورد.»
وي صدا و تصوير را در حوزه خبررساني ابزارهايي براي بالا بردن تأثيرگذاري خبر دانست و گفت: «اگر خبري را علاوه بر متن با صدا و تصوير به مخاطب عرضه كنيد، تأثير بسيار متفاوتي ميگذارد تا زماني كه تنها از متن استفاده ميشود.»
مصطفي قوانلو قاجار از وبلاگنويساني كه روزنامهنگار نيز است، در اين نشست گفت : نكتهاي كه در سايتهاي خبري سردبيران و توليد كنندگان محتوا هميشه از آن غافل هستند مردم يا همان مخاطبان هستند.
وي با اشاره به پيشرفتهاي صورتگرفته در فضاي روزنامهنگاري آنلاين از بهوجود آمدن روزنامهنگاري شهروندي سخن به ميان آورد و گفت: حوادثي چون سونامي، تخريب محيط زيست، بمبگذاري لندن حادثه 18 تير، ميدان هفت تير از جمله مواردي هستند كه شهروندان با در اختيار داشتم وسايلي چون تلفت همراه و دوربينهاي غير حرفهاي پوشش خبري آن را انجام دادند.
مردم آماتور هستند و شايد نتوانند مثل يك روزنامهنگار حرفهاي موضوعات را پوشش دهند اما آنها بيشتر در جايي حضور دارند كه روزنامهنگاران حرفهاي به خاطر زمان و مكان عقب هستند.
به اعتقاد وي روزنامهنگاري دايرهاي است كه مردم براي كامل شدن چرخه آن به كمك روزنامهنگاران حرفهاي ميآيند. آنها از طريق كامنتها ميتوانند اين چرخه را كامل كنند.
شهرام شريف روزنامهنگار و وبلاگنويس در ادامه برنامه با طرح سؤالي در مورد اينكه آيا وقايعنگاري، ژورناليسم است يا خير سخن گفت.
او گفت: امروز وبلاگنويسها به عنوان گروهاي ديدهبان عمل ميكنند. آنها از طريق NGO هاي آنلاين اعمال دولتها را كنترل و نظارت مي كنند.
وي با انتقاد از ديده نشدن مردم توسط روزنامهنگاران آنلاين گفت: اين در حالياست كه سليقه مخاطب نيز هنوز رشد نكردهاست.
حميد ضياييپرور رييس مركز مطالعات سايبر ژورناليسم دانشگاه آزاد در بررسي وضعيت وبلاگها گفت :وبلاگ قطعا يك رسانهاست. وبلاگ بومي ايراني روزنامهنگاراني را به مطبوعات معرفي كرده است. از طرف ديگر بسياري از روزنامهنگاران با داشتن يك وبلاگ مطالبي را كه به هر دليلي امكان چاب پيدا نميكند در وبلاگ خود قرار ميدهند.
وي با اشاره به اينكه وبلاگ مكاني براي تمرين روزنامهنگاري آنلاين است گفت: در حال حاضر 500 روزنامهنگار وبلاگنويس داريم كه در فضاي وب توليد محتوا ميكنند. اگر قرار است از مرحله روزنامهنگاري چاپي به طرف روزنامهنگاري آنلاين سوق پيدا كنيم، وبلاگ ميتواند تمرين خوبي براي روزنامهنگاري آنلاين باشد. گسترش وبلاگ نشاندهنده اين است كه فرهنگ شفاهي مردم به سمت فرهنگ مكتوب در حال تغيير است. ايجاد بانك اطلاعاتي قوي از گزارشها و مقالات و خبرها ، تبديل شدن به پورتال شخصي، ارتباط با مخاطب، عمر طولانيتر و دسترسي سريع به مطلب از جمله ويژگيهاي وبلاگنويسي است.
گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی از این نشست :
روزنامهنگاري آن لاين در همشهري بررسي شد
تفاوتهاي روزنامهنگاري آنلاين و چاپي و ابزار آنها، روزنامهنگاري شهروندي و وبلاگنويسي از موضوعاتي مورد بحث در نشست تعاملي روزنامهنگاري آنلاين روزنامه همشهري بود.
نشست تعاملي روزنامهنگاري آنلاين در موسسه همشهري برگزار شد
خبرگزاري ميراثفرهنگي ـ سياستوفرهنگ ـ نشست تعاملي روزنامهنگاري آنلاين، صبح روز يكشنبه 26 شهريور در مؤسسه پيام همشهري با حضور جمعي از روزنامهنگاران حوزه آنلاين برگزار شد.
در نشست روزنامهنگاري آنلاين، «شهرام شريف»، روزنامهنگار حوزه IT و سردبير هفتهنامه فناوري اطلاعات، تفاوت روزنامهنگاري آنلاين و چاپي را در نوع نگارش ندانست و گفت: «آنچه در اين دو نوع روزنامهنگاري متفاوت است، نحوه ارائه مطالب است نه نوع نگارش. در حال حاضر انواع ارائه مطالب را ميتوان در سايتهاي اينترنتي ديد. مثلا خبرها را ميتوان از طريق ايميل، زنگ خطر خبرهاي فوري، موبايل و ... دريافت كرد.»
وي پادكست را يكي از انواع جديد ارائه مطاللب در فضاي وب خواند و افزود: «روزنامهنگاري آنلاين در حال حاضر نقش كليدي را بازي ميكند. به عنوان نمونه ميتوان به جمعآوري پنج ميليون لپتاپ كمپاني Dell اشاره كرد كه به دليل انتشار عكسهايي از لپتاپهاي آتش گرفته انجام شد.»
اشاره وي به جمعآوري لپتاپهاي شركت Dell به دليل ايراد در باتري آن است كه به دليل نقص فني باتريها آتش ميگرفتند.
وي نكته مهم در روزنامهنگاري آنلاين را دسترسي انتخابي به اخبار دانست و گفت: «در روزنامهنگاري آنلاين برخلاف راديو و تلويزيون، شما ميتوانيد انتخاب كنيد كه كدام خبر را ميخواهيد بدانيد و كدام را نه.»
«مجيد جوزاني»، مدير كل امور فرهنگي شهرداري تهران، در بخشي از اين نشست در مورد چگونگي استفاده از ابزارهاي مختلف براي بيان خبر به ويژه در رسانههاي صوتي ـ تصويري سخن گفت: «يك نجار با ابزارهاي خود محصولاتي را ميسازد. مهارت استفاده از ابزار را تكنيك گويند. اين كه روي كدام كلمات در يك جمله تاكيد شود، ميتواند معاني مختلفي را به ذهن بياورد و اين همان تكنيك استفاده از ابزار است.»
وي به نقش تدوين در برنامههاي تصويري براي ارائه بهتر مطالب اشاره كرد و گفت: «تدوين به مدد كسي ميآيد كه ميخواهد خبري را بيان كند تا با كمك آن اهميت مطلب را بالا و پايين كند. در تدوين به همان پرسشهايي پاسخ ميدهيد كه يك روزنامهنگار در ليد پاسخ آنها را ميآورد.»
وي صدا و تصوير را در حوزه خبررساني ابزارهايي براي بالا بردن تاثيرگذاري خبر دانست و گفت: «اگر خبري را علاوه بر متن با صدا و تصوير به مخاطب عرضه كنيد، تاثير بسيار متفاوتي ميگذارد تا زماني كه تنها از متن استفاده ميشود.»
برخورد از نوع نزديك در وبلاگ
«مازيار ناظمي»، گوينده راديو و تلويزيون، از فروردين سال 85 فعاليت در عرصه وبلاگنويسي را نيز آغاز كرده است. وي كه در حدود 18 سال است در صدا و سيما فعاليت ميكند، به گفته خودش، تاامسال هيچ تعاملي با وبلاگها نداشت. وي در وبلاگنويسي، تعامل نزديك با مخاطب را تجربه كرده است.
وي معتقد است: «هم اكنون پادكست و فعاليت در اينترنت رواج يافته است. اگر كساني كه ميخواهند پادكست راه بيندازند، روشهايش را ندانند، كيفيت خوبي ارائه نميدهند. چه بهتر كه به اين گروه تكنيك استفاده از ابزارهايي كه در اختيارشان است، آموزش داده شود.»
روزنامهنگاري شهروندي، عنصر فراموش شده در ايران
«مصطفي قوانلو قاجار»، روزنامهنگار، يكي ديگر از كساني بود كه در اين جلسه، ديدگاههايش را با جمع در ميان گذاشت. وي موضوع صحبتش را روزنامهنگاري شهروندي انتخاب كرد و گفت: «متاسفانه بسياري از سردبيران مطبوعات فكر ميكنند كه On Line بودن يعني منتقل كردن متن به اينترنت. در صورتي كه اين روزنامهنگاري آنلاين نيست.»
وي درباره روزنامهنگاري شهروندي گفت: «امروز اين ديدگاه ايجاد شده كه شهروندان به عنوان افرادي مطلع از اخبارند كه ميتوانند آن را منتقل كنند و به اين ترتيب روزنامهنگاري شهروندي شكل گرفت.»
به گفته وي، پايه روزنامهنگاري شهروندي زماني ايجاد شد كه در حادثه سونامي، در زمان وقوع طوفان، خبرنگاري در محل حادثه نبود و فيلمهايي كه از حادثه پخش شد، همان فيلمهايي بود كه گردشگران حاضر در محل آنها را ضبط كرده بودند.
وي افزود: «بايد توجه داشت كه آنچه شهروندان توليد ميكنند آماتوري است و ممكن است نتوانند مانند يك روزنامهنگار حرفهاي محتوا توليد كنند. روزنامهنگاري شهروندي به معني خط بطلان كشيدن به روزنامهنگاري حرفهاي نيست.»
وي از كمتوجهي كه در ايران به روزنامهنگاري شهروندي ميشود گله كرد و گفت: «در ايران چند سايت را ميبينيد كه در آن به نظرات مردم توجه ميشود؟ مثلا در زماني كه حادثه C130 رخ داد يكي از بحثهايي كه ميشد به آن توجه شود، حادثه از ديدگاه مردم منطقه سقوط هواپيما بود.»
وبلاگ مكاني براي تمرين روزنامهنگاري آنلاين
دكتر «حميد ضيائيپرور»، روزنامهنگار، در مورد وبلاگ سخن گفت. وي كه قرار است پاياننامه دوره دكتراي خود را با موضوع وبلاگها ارائه دهد، وبلاگ را رسانه ميداند و معتقد است كه وبلاگ بومي ايران توانسته روزنامهنگاراني را به جامعه مطبوعاتي ايران معرفي كند.
وي گفت: «در حال حاضر 500 روزنامهنگار وبلاگنويس داريم كه در فضاي وب توليد محتوا ميكنند. اگر قرار است از مرحله روزنامهنگاري چاپي به طرف روزنامهنگاري آنلاين سوق پيدا كنيم، وبلاگ ميتواند تمرين خوبي براي روزنامهنگاري آنلاين باشد.»
وي درباره مزاياي وبلاگ براي روزنامهنگاران سخن گفت و برخي از مزاياي آن را چنين برشمرد: «وبلاگ ميتواند بانك اطلاعاتي جامعي از مقالات، خبرها و گزارشهاي حوزه خبري باشد. محلي براي مطالب فيلتر شده باشد. در روزنامهنگاري چاپي، عمر مطلب 24 ساعت است و به طور محدود آرشيو ميشود، در صورتي كه در وبلاگ اينگونه نيست و آرشيو هميشه در دسترس است.»
دكتر «حسن نمكدوست تهراني»، مدير مركز آموزش موسسه همشهري، در اين نشست اعلام كرد: «نشست امروز سرآغاز راه است و در آيندهاي نزديك نشستهاي ديگري نيز برگزار ميشود.»
يونس شكرخواه : رسانههاي مدرن، شكنندهاند
يونس شكرخواه معتقد است رسانههاي آنلاين از جمله وبلاگها در بستر اقتصاد سياسي، شكننده هستند.
خبرگزاري ميراث فرهنگي _ سياست و فرهنگ _رسانههاي آنلاين با وجود دموكراتيك و جذاب بودن، براي عرصه رسانهاي دنيا خطرساز هستند.
«يونس شكرخواه» با بيان اين مطلب در اولين نشست آموزشي مركز آموزش همشهري با عنوان «نشست تعاملي روزنامه نگاري آنلاين» گفت:«اگر اين رسانه دموكراتيك در بستر اقتصاد سياسي بررسي شود، خطرساز ميشود، چون وقتي رسانه اي رايگان چون وبلاگ به رسانهاي هزينهاي تبديل شود، برتريهاي عمدهاي از آن گرفته ميشود، بنابراين اين رسانه و فضا بسيار شكننده است.»
وي با بيان اينكه تعريف گونههاي رسانهاي يك ضرورت اجتنابناپذير است، اظهار داشت:« تعاريف بسياري در اطراف روزنامه نگاري غير چاپي به كار برده ميشود كه با وجود تفاوتهاي عمده در كارايي آنها در بيشتر اوقات به يك معنا و كاربرد از آنها استفاده مي شود.»
استاد دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اينكه روزنامه نگاري آن لاين، الكترو ژورناليسم، سايبر ژورناليسم هر كدام معاني خاصي دارند، به تعريفي اجمالي از آنها پرداخت و افزود: «براي روزنامه نگار ايراني مشخص شدن تكنيك هركدام از اينگونههاي رسانهاي ضروري است.»
وي درباره گونههاي روزنامهنگاري غيرچاپي خاطرنشان كرد: «الكترو ژورناليسم به روزنامه نگاري دنياي الكترونيك يعني راديو و تلويزيون مرتبط ميشود، ژورناليسم ديجيتال تبديل متن به صفر و يك است، روزنامهنگاري آن لاين ورود متن به فضاي اينترنت است و روزنامه نگاري سايبر به روزنامهنگاري تعاملي و مشتري مدار گفته ميشود.»
شكرخواه با بيان اينكه روزنامه نگاري سايبر به مهارتهاي برنامه نويس و سرور ارتباط زيادي دارد، تصريح كرد: «امكاني كه سرور براي پاسخگويي به كاربر ميدهد از جمله امكان تعامل با كاربر اين رسانه را به رسانه سايبر تبديل ميكند.»
اين مدرس دانشگاه درباره ويژگيهاي رسانه مدرن و رسانه سنتي گفت: «رسانه هاي مدرن، رسانه هاي افقي هستند، به اين معنا كه نزديكترين ارتباط را با مخاطب خود به صورت رودرور دارند، درصورتيكه رسانههاي گذشته عمودي بودند، يعني به صورت يكسويه و از بالا به پائين با مخاطب ارتباط داشتند.»
وي همچنين افزود: «رسانههاي مدرن، با ويژگي افقي بودن، امكان حضور زنان و كودكان را كه در رسانههاي عمودي، جايي نداشتند را فراهم كرده است.»
سعيد عاملي: بايد در پيشفرضهاي دانش ژورناليسم تجديد نظر کرد
يافتهها و پيشفرضهاي دانش ژورناليسم از نظر «سعيد عاملي» استاد ارتباطات دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران پاسخگوي نيازهاي امروز اين عرصه نيست.
خبرگزاري ميراث فرهنگي _ سياستوفرهنگ _ بررسي تفاوتها و شباهتهاي روزنامهنگاري آن لاين و سنتي نياز به منطق جديد و بازنگري در يافته هاي قبلي اين عرصه دارد.
«سعيد عاملي» با بيان اين مطلب در اولين نشست آموزشي مرکز آموزش همشهري با عنوان «نشست تعاملي روزنامه نگاري آن لاين» گفت: «روزنامهنگاري آن لاين با سنتي در سه قلمرو ظرفيتهاي توليد، تعامل رسانه با مخاطب و تفاوت عامل زمان و مکان با يکديگر متفاوت هستند.»
استاد ارتباطات دانشگاه تهران با بيان اينکه روزنامهنگاري سنتي براي رسيدن به روزنامهنگاري آنلاين از پنج مرحله گذر داشته است، اظهار کرد: «انتقال روزنامهنگاري فيزيکي به مجازي، انتقال روزنامهنگاري مرکزي به غير مرکزي، انتقال روزنامهنگاري آنالوگ به ديجيتال، انتقال روزنامهنگاري متني و تک رسانه به چند متني و چند رسانهاي و انتقال روزنامهنگاري پيوسته به روزنامهنگاري هايپرتکست از مراحل انتقال و گذار از روزنامهنگاري سنتي به روزنامهنگاري آنلاين است.»
وي با تأکيد بر اينکه منطق تفاوتهاي اين دو عرصه بايد شناخته شود، تصريح کرد: «در روزنامهنگاري آنلاين از هر کجا ميتوان با مخاطب ارتباط برقرار کرد، مکان روزنامه نگاري مجازي فضاي جهاني است و زير ساختهاي آن ديجيتالي و شبکهاي است.»
عاملي با اشاره به اينکه در روزنامهنگاري آنلاين قانون رياضي حاکم است، خاطرنشان کرد: «در روزنامهنگاري مجازي تقسيم، ترکيب، تکثير و تکميل از مفاهيم و ابزار کار محسوب ميشود.»
اين مدرس دانشگاه تعامل روزنامه با مخاطب را اصليترين تفاوت روزنامهنگاري آنلاين و سنتي دانست و در اين باره گفت: «تفاوت عمده دنياي روزنامهنگاري ديجيتال در به حداکثر رساندن قدرت مخاطب در برقراري تعامل با رسانه است.»
وي همچنين کوتاه کردن فاصله بين بروز واقعيت و روايت آنرا از جمله تفاوتهاي ديگر اين نوع از روزنامهنگاري دانست و دراين باره اظهار کرد: «روزنامهنگاري وبلاگ در اين خصوص پيشگام است چون با رهايي از فرمولها و قوانينن مرسوم در روزنامهنگاري اين مسير به حداقل زمان ميرسد.»
عاملي، ژورناليسم وبلاگ را باعث تغيير در فضاي اطلاع رساني ژورناليسم آنلاين دانست و خاطرنشان کرد: «انتقال روزنامهنگاري جمعي به روزنامهنگاري فردي، انتقال روزنامهنگاري حرفهاي به روزنامهنگاري عاميانه و انتقال روزنامهنگاري وابسته به روزنامهنگاري زرد از جمله کارکردهاي ژورناليسم وبلاگ نسبت به ژورناليسم آنلاين است.»
استاد ارتباطات دانشگاه تهران، درباره چالش ژورناليسم وبلاگ در عرصه اطلاع رساني افزود: «مهمترين وجهي که ژورناليسم وبلاگ با آن روبه رو است، موضوع درآمدزايي است.»
وي با بيان مثالهايي از وبلاگهاي کشورهاي توسعه يافته خاطرنشان کرد: «در کشورهاي توسعه يافته به دليل حق کپي رايت امکان خبرفروشي از طريق توليد محتواي وبلاگها امکانپذير است اما در ايران بايد براي اين موضوع مغفول در قلمورو ژورناليسم وبلاگ تدابيري انديشيد تا مانع از آسيب به اين عرصه اطلاع رساني شد.»
وي ژورناليسم وبلاگ را ژورناليسم ناديدههاي اجتماع دانست و گفت: « ژورناليسم وبلاگ، باعث قدرت فرديت در قلمروي روزنامهنگاري و ساده شدن روند توليد خبر را ايجاد ميکند.»
گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی از این نشست
يونس شكرخواه : رسانههاي مدرن، شكنندهاند
سعيد عاملي: بايد در پيشفرضهاي دانش ژورناليسم تجديد نظر کرد
همشهري آنلاين- جواد صبوحي: درباره روزنامهنگاري آنلاين، به اعتقاد دكتر حسن نمكدوست تهراني، بيشتر از آنکه بدانيم، گرفتار «توهمهاي خودساخته» هستيم. او ميگويد: «عجيب اينکه اين توهمها هم، معمولاً از سوي کساني دامن زده ميشود که دست در کار روزنامهنگاري آنلاين ندارند!»
با او که پژوهشگر، روزنامهنگار و سردبير خبرگزاري ميراث فرهنگياست بر سر ويژگيها و امكانات روزنامهنگاري آنلاين به گفتگو نشستهايم.
موافقيد براي ورود به بحث نگاهي دقيقتر به روزنامهنگاري آنلاين و مختصات آن داشته باشيم ؟
معناي روزنامهنگاري آنلاين، در کلمه آنلاين مستتر است. روزنامهنگاري آنلاين گونهاي از روزنامهنگاري در فضاي آنلاين است؛ يعني همان روزنامهنگاري کاغذي، منتهي برخوردار از امکانات آنلاين. در واقع در روزنامهنگاري آنلاين مرزهاي زمان و مکان براي توليد، توزيع و عرضه و مصرف روزنامه از ميان ميرود، درحالي که در روزنامهنگاري کاغذي، در ظرف زمان و مکان محدود هستيم.
روزنامه كاغذي معمولاً در هر شبانه روز، حداکثر سه يا چهار نوبت منتشر مي شود، اما روزنامهنگاري آنلاين اين امکان را فراهم ميآورد که در هر لحظه، محتواي خود را از هر کجاي جهان توليد و در هر زمان و در هر کجاي جهان مصرف کنيم. در حقيقت در روزنامه نگاري آنلاين با ارسال هر خبر تازه، که امکان عملي آن ميسر است و بايد نيز چنين باشد، پيوسته و بي وقفه روزآمد مي شويم.
همين مسئله نميتواند نقص محسوب شود و مخاطب را با سردرگمي در يافتن اخبار مورد نظر مواجه کند؟
چرا. هر اتفاق خوبي پيامدهايي نيز دارد ، به همين دليل، در تمام سايتهاي خبري، امكان جستجو و يا امکان RSS وجود دارد. شما علايق خبري خود را مشخص کنيد و RSS از ميان سايتها، خبرهايي مورد نظر شما را جستجو کرده و در اختيارتان ميگذارد.
يعني حتي وقتي مشغول چت کردن با دوستان، و يا چک کردن ايميلتان هستيد و يا هر کار آنلاين ديگري انجام ميدهيد، ميتوانيد همزمان تازهترين خبرها را در موضوعي که خود مشخص کردهايد ببينيد. بنابراين، آنلاين بودن ضمن اينکه اين امکان را ميدهد که هر لحظه توليد کنيد اين امکان را هم در اختيارتان مي گذارد که بهطور اختصاصي علايق خود را تعريف کنيد و به اطلاعات مورد نظر خود برسيد.
اين تعريف شامل روزنامههايي هم كه نسخه الکترونيکي خود را بدون تغيير محتوا، بر اينترنت قرار مي دهند، ميشود؟
نه!، نسخه PDF روزنامه که قابل عوض شدن نيست را نميتوان آنلاين و يا سايبر دانست. در حقيقت نسخه PDF همان نسخه چاپياست که تصوير آن در محيط وب عرضه شدهاست. اما مراد من از روزنامهنگاري آنلاين چيزي علاوه بر اين مفهوم است. يعني محتواي چاپي به اضافه توليد هر لحظهاي در بيست و چهار ساعت که مطالب بيشتر و پيوسته روزآمدي را در اختيار مخاطب قرار ميدهد.
حتي اگر قرار باشد مثلاً تيتر مطالب و حجم آنها در مقايسه با نسخه چاپي متفاوت باشد ؟
ببينيد اينكه حتي نسخه كاغذي هم وجود نداشته باشد و شما توليد خود را از اساس و ابتدا روي شبكه قرار دهيد، باز هم به آن روزنامهنگاري آنلاين نميگوييم، يا حتي اگر مطلبي را كه براي روزنامه كاغذي تهيه كردهايد طور ديگري تنظيم كنيد و تيتر بزنيد و روي وب قرار دهيد.
آنلاين بودن يعني رها شدن از مرز زمان و مکان، يعني شما از هر کجا که اراده کنيد بتوانيد توليدکننده باشيد و در هر کجا که بخواهيد مصرفکننده باشيد و در هر لحظه که اراده کنيد بتوانيد محتوا را تغيير دهيد.
روزنامهنگاري آنلاين يک خصوصيت مهم ديگر هم دارد؛ در روزنامهنگاري آنلاين هر متني را در بافت جهاني خودش، در فضاي هايپرتکست قرار ميدهيم؛ يعني متن با ميليونها متن ديگر که راجع به آن موضوع در فضاي وب وجود دارد، پيوند ميخورد.
امکان ديگري که روزنامهنگاري آنلاين به ما ميدهد، تعامل بر خط و تعامل همزمان است. وقتي شما مطلبي را در روزنامه چاپ ميکنيد، دستكم يك روز بعد مخاطبتان به مطلب چاپ شده در نشريه واکنش نشان ميدهد. در حالي که در روزنامهنگاري آنلاين همان لحظه مخاطب ما اين امکان را دارد که به خبر نکتهاي بيفزايد يا آن را تصحيح کند. بنابراين مخاطب ميتواند در جريان تعامل در لحظه هم قرار بگيرند.
البته امکان تعاملي بودن در رسانه کاغذي هم وجود دارد؛ اصلاً ما بدون تعامل، کار رسانهاي نميکنيم، اما آنچه مهم است سرعت اين تعامل است که نسبت به رسانههاي آنلاين کندتر است.
امکان ديگر اين رسانه در پس کلمه "سايبر" نهفتهاست؛ سايبر بودن اين امکان را ميدهد که روزنامهنگاري ما مولتيمديا باشد، يعني تنها متکي به متن نباشد و ما بتوانيم در اين فضا از امکانات ديگري همچون صدا، تصوير و گرافيک نيز بهره ببريم. بنابراين روزنامهنگاري سايبر، روزنامهنگاري کاغذياست به اضافه اين امکانات و مختصات.
محتوا در روزنامه چاپي و آنلاين چه تفاوتي با هم دارد ؟
از نظر من تفاوتي ندارد.
يعني معتقديد مثلا همان حجم مطلب و سبکي که در روزنامه چاپي مورد استفاده قرار ميگيرد در روزنامه آنلاين نيز قابل استفاده است؟
شما پرسيديد از نظر محتوا و من هم گفتم تفاوتي نميبينيم، اما بحث در باره حجم مطلب چيز ديگرياست كه به آن خواهم پرداخت، در مورد سبک هم، معتقدم اين دو تفاوتي با هم ندارند. با قاطعيت تمام به شما ميگويم که تا امروز چيزي به عنوان سبک روزنامهنگاري آنلاين در جهان توليد نشدهاست.
تعريف خبر در محيط سايبر هيچ تفاوتي با تعريف خبر در محيط کاغذي ندارد. سبکهاي خبرنويسي در روزنامهنگاري آنلاين هيچ تفاوت قابل ملاحظهاي با سبکهاي خبرنويسي در روزنامهنگاري کاغذي ندارد.
هنوز هم سبک هرم وارونه از جمله مهمترين سبکهاي خبرنويسياست. تيتر زدن، سوتيتر زدن و شرح عکس نوشتن هيچکدام با روزنامه چاپي تفاوتي ندارد. من با تمام جست و جوهايي که کرده ام تا به حال به کتاب با منبعي برنخورده ام که به ما بگويد ويژگي و مختصات مصاحبه اينترنتي اين است و تفاوت آن با مصاحبه در روزنامه کاغذي در اين چند نکته است.
اينها توهمات ما است و من با قاطعيت مي گويم و شما هم مي توانيد آنرا با تأكيد منتشر کنيد، اين توهم خودساخته است و وجود خارجي ندارد.
آسوشيتدپرس کتاب روزنامهنگاري آنلاين منتشر کردهاست. شما فکر ميکنيد عنوان فصل اول اين کتاب چيست؟ فکر ميکنيد تعريف خبر است، فکر ميکنيد تعريف مصاحبه است و يا فکر ميکنيد تعريف گزارش است؟ هيچکدام از اين موارد نيست. موضوع فصل اول آن جست و جو در اينترنت است! فکر ميکنيد موضوع فصل دوم اين کتاب چيست ؟ آشنايي با فتوشاپ!
آيا شما در كتابها با چيزي به عنوان خبر آنلاين، تعريف آن و تفاوت آن با خبر در روزنامهنگاري كاغذي مواجه شدهايد؟ ما همان تکنيکهاي مصاحبه در روزنامهنگاري كاغذي را در روزنامهنگاري آنلاين هم داريم.
فضاي سايبر مختصاتي دارد که ما اين مختصات را با هم تلفيق ميکنيم. اين مختصات عبارتند از اينکه مخاطب بهجاي اينکه روزنامهتان را در دست بگيرد و در مکاني آرام آنرا مطالعه کند، پشت کامپيوترتان مينشينيد، تلفن را اشغال ميکند و بعد به وبسايتي متصل ميشود که به آن علاقه دارد و از آنجا که بابت هر لحظه نشستن پشت کامپيوتر و اشغال خط تلفن هزينه صرف ميکند، در وهله اول مطالب را اسکن ميکند و با دقت نميخواند. پس توصيه ميشود در اين نوع از روزنامهنگاري چنان چيدماني را در اختيار مخاطب قرار دهيد که به اسکن کردن مطلب از سوي مخاطب کمک کند.
اين نکته با ويژگيهاي روحي و رواني مخاطب ما تلفيق ميشود. گفته مي شود مخاطب آنلاين به طور معمول فردي حدود 20 تا 40 ساله است، فردياست علاقهمند به تکنولوژي و آشنا با يک زبان خارجي. او معمولاً به جهان به شکل مدرن نگاه ميکند ، فردياست که به لحاظ ذائقه بيشتر نوک ميزند تا اينکه عميق بخواند. به زبان معمول، پيتزاخور است، اهل چلوکباب و قرمه سبزي و آداب سفره به مفهوم متعارفش نيست. دوست دارد پشت ميزش ساندويچش را بخورد.
بنابر اين ما بايد اين خوراک را بهگونهاي سامان دهيم که با طبع چنين فردي جفت و جور در بيايد. اين فرد ديگر حوصله خواندن مقاله سه هزار کلمهاي را ندارد، مانيتور كامپيوتر هم براي اين كار مناسب نيست، اشغال خط تلفن هم همين طور. بنابر اين بايد بستههاي کوچکتر را بخواند. کنار دستش هم بايد لينک و سابقه مطلب قرار دهيد تااگر خواست سابقه و زمينه مطلب را دريابد. وگرنه چه کسي به ما گفته، مصاحبه در اين فضا متفاوت است؛ اين حرفها اختراعات وطني ماست.
اين كه ميگوييد به اسكن كردن مطلب از سوي مخاطب كمك شود، به معناي خلاصهنويسياست؟
خلاصهنويسي با اين مسئله فرق دارد. اساساً ما بايد خلاصه بنويسيم. در هر شکل از روزنامهنگاري. چه روزنامهنگاري کاغذي، چه روزنامهنگاري راديو تلويزيوني و چه روزنامهنگاري ويديويي و چه روزنامهنگاري سايبر. بايد خلاصه کار کنيم چون تجربه نشان ميدهد که انسان امروزي وقت خيلي زيادي براي خواندن مطالب نميگذارد، ضمن اينکه ارتباط معکوسي بين حجم مطلب و ميزان مخاطبان وجود دارد؛ هر چه به حجم مطلب اضافه ميشود، از ميزان مخاطبان کاسته ميشود. امروز ديگر کسي رمان هشت جلدي نمينويسد که ما توقع داشته باشيم روزنامهنگار بلند بنويسد.
ما همين امروز در روزنامهنگاري چاپي خود از امکان فوقالعاده خوبي استفاده ميکنيم که بر روي سبک نگارشمان تأثير گذاشتهاست و آن عکس است. در دهه 60 و 70 تا اين اندازه امکان استفاده از عکس فراهم نبود. نه از چنين تکنيک عکاسي برخوردار بوديم، نه اين اندازه عکاس در اختيار داشتيم و نه کاغذ و چاپ با کيفيت داشتيم. آن موقع موضوع اصلي روزنامهنگاران ما براي گزارش توصيف بود و با قلم خود ميخواستند فضا را خلق کنند، ولي امروز امکان عکس براي ما فراهم است.
امروز چه گزارشي را ميتوانيم در خصوص زلزله بم بنويسيم که گوياتر از عکس پدري باشد كه دو کودک مرده و ورمكرده خود را روي دوشش گذاشته و ميرود تا آنها را دفن کند؟ چه مقالهاي بنويسيم که جاي تصوير مادري را بگيرد كه در قبر نشسته و ميگويد مرا با کودکم دفن کنيد؟
عکس به مدد گزارشنويسي ما آمدهاست و گزارشنويسي ما ديگر نيازي به تصويرسازي بيش از اندازه ندارد. به جاي آن به اطلاع دادن نياز دارد. عدهاي فردا همين حرف مرا پيراهن عثمان ميکنند و ميگويند نمکدوست به گزارشنويسي خيانت کرد! من چه تصويري شگفتانگيزتر از تصاوير فروريختن برجهاي دو قلو ميتوانم به دنيا مخابره کنم. حالا من بنويسم: آفتاب بر فراز نيويورک تابيدن گرفته بود. عفريت مرگ ...!
عکس بر روي تکنيک نوشتن من هم تأثير گذاشتهاست. اين تأثير تنها بروي روزنامهنگاري اينترنتي نيست. بر روزنامهنگاري کاغذي هم هست. من ادعا ميکنم قهرمان اصلي روزنامهنگاري امروز جهان، خبر است، اطلاعات مربوط است. امروز مطلبي معنا دارد که اطلاعات مناسب براي فهم موضوع را در اختيار مخاطب قرار دهد. تصوير، صدا، اينفوگراف، آنلاين بودن همه به ما کمک ميکند که اطلاعات لازم را به راحتترين و پر معناترين شکل در اختيار مخاطب قرار دهيم. به اين معنا شيوه نگارش روزنامهنگاري در همه زمينهها و چه کاغذي و چه راديو تلوزيوني و چه آنلاين و ...تغيير کردهاست.
آقاي دکتر، من هنوز نتوانستم با اين مسئله محتوا کنار بيايم. تا امروز شنيده بودم روزنامهنگار آنلاين بهدليل فرصت کمي که مخاطب براي مرور مطالب دارد، بايد برخي تغييرات را در متن خبر ، تيتر و يا سبک نوشتاري آنها لحاظ کند، مثلا خبري را که به شکل هارد نوشته شده است در صورت امکان به شکل سافتنيوز تنظيم کند و...
همه اينها بيپايه است. شما به من بگوييد نيويورکتايمز و يا واشنگتنپست و يا گاردينآنلاين، رويترز، آسوشيتدپرس و ... کداميک از اين بازيها درميآورند؟ ما با يک بيماري تاريخي به اسم "حقارت اختراع" مواجهيم. دوست داريم اختراع کنيم. شما به من بگوييد در کداميک از جاهايي که قبول داريم استانداردهاي روزنامهنگاري را اجرا ميکنند اين بازيهاي ما را در ميآورند. يکي از جاهايي که ما ميتوانيم روزنامهنگاري را فرا بگيريم، خود روزنامهنگاري دنياست.
در روزنامهنگاري امروز دنيا ما از اين کارها نميبينيم. يک چيزي خودمان درست مي کنيم و اسمش را ميگذاريم سافتنيوز. اما وقتي مي پرسيم که سافتنيوز چيست، تکنيکش چيست و بياييد به ما آموزش دهيد شمار اندکي هستند که ميدانند موضوع اساسا چيست. ببخشيد که من اينقدر تند حرف ميزنم، اما ميخواهم بگويم اين حرفها را کساني نميزنند که درگير روزنامهنگاري دنيا هستند.
يعني واقعاً آنها از سافتنيوز به آن مفهومي که از سافتنيوز استفاده ميکنيم استفاده نميکنند؟
نه!. ببينيد سافتنيوز خبرياست که دو وجه دارد. يک تکيهگاه سافت متکي به عنصر"عجيب و جالب توجه" بودن آن است و ديگري ظرفيت زماني طولانيتر آن براي انتشار. کجا گفتهاند که ما حق داريم هر خبري را سافت تنظيم کنيم. استفاده کنيم. ظرف زماني سافت بلندتر از هارد است. سافت خبر هفته قبل تا هفته بعد است. ما چطور حق داريم خبر مذاکرات هستهاي را به شکل سافت تنظيم کنيم. کجاي دنيا چنين کاري را با يک خبر جدي ميکنند.
ببينيد ليد خبر اول صفحه يك روزنامهاي اين بود: "روزي كه حسن روحاني در برابر ساختمان فلان از ماشين پياده ميشد تا با وزراي خارجه كشورهاي اروپايي مذاكره كند اصلاً نميدانست كه قرار است ...." به اندازه نصف صفحه روزنامه به اين مطلب اختصاص يافته بود، اما دست آخر، مخاطب چيزي بيشتر از خبرهاي معمولي که رسانه هاي ديگر در باره موضوع منتشر کرده بودند عايدش نمي شد. آخر اين چه جور خبرنويسي است. من قبول دارم که سافتنيوز يکي از نمونههاي در خور توجه نگارشي ماست اما قالب اصلي خبرنويسي نيست.
پس واقعاً چه تفاوتي ميان محتواي روزنامهنگاري چاپي و آنلاين وجود دارد؟
تفاوتشان اين است که ما در فضاي آنلاين بايد مرز زماني انتشار را بدانيم. ضرباهنگ روزنامه نگاري کاغذي به طور معمول يک و يا دو بار در 24 ساعت است. بنابر اين شما 24 ساعت و يا 12 ساعت براي مديريت کردن محتوايي که توليد مي کنيد فرصت داريد. اين مسئله يکسري امکانات به شما مي دهد و يکسري امکانات از شما مي گيرد.
امکاني که به شما مي دهد اين است که 24 ساعت قرار و آرامش داريد و مي توانيد دقيق تر و عميق تر به موضوع بپردازيد. اما امکاني که از ش